تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيض نجف ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
علم است كه موسى از خضر آموزد * علم است كه بايزيد از آن سبحانى است علم است كه گر تو را به معلوم رساند * حدّى بيرون ز دايره امكانى است در عالم هست هردو عالم فرعند * وان اصل وجود عالم ربانى است با علم اگر عمل بود در رفعت * هم دوش نبى قياس آن برهانى است چون بانى اين مسجد نور و رضوان * كاندر علما به رتبت سلمانى است خود محسن و خلقش حسن و نام حسين * مولد كرمان و موطن اصفاهانى است رضوان الهيش نصيب است به خلد * هم رتبت او به قبّه رضوانى است هرچند كه زود طى شدش دور زمن * پس دير زمان به نام جاويدانى است گيرم كه چو نوح زيستى باز چه سود * چون كشتى عمر نوح خود طوفانى است « انصارى » گفتا بديهه تاريخش را : * « فردوس مقام زاهد كرمانى است »

43 . ملك الشعراء محمد حسين شيرازى عنقا

اكبر و ارشد فرزندان شاعر فاضل هنرمند هماى شيرازى . مدّتى مديد با ميرزا عبد الغفار پاقلعه اى نزد پدر خود هما همدرس و هم مشق بود و از بركت خدمت و فيض تعليم و تربيت پدر دانشمند جهان ديده كارآزموده اش ، بيش از ديگر برادران بهره گرفته ؛ و بدين سبب در علم و ادب و حسن خط و خوى فتوّت و مردانگى و خصلت درويشى و وارستگى و آزادفكرى و وسعت مشرب نسخه ثانى پدر خود بارآمده بود . اساتيد وى غير از پدرش عبارت بودند از : 1 . ميرزا عبد الجواد حكيم خراسانى ( م : 1281 ق ) كه از مدرّسان بزرگ معقول و منقول بود و با هما رابطه دوستى اكيد داشت . عنقا مبادى