از وفات پدر به زعامت دينى اصفهان رسيد ، و « در نتيجه اخلاقى خوش و معاشرتى دلكش كه وى را بود ، قلوب عامه مردمان اصفهان را به جانب خود معطوف ساخت و چون تموّلى هنگفت از موروثى و مكتسب جمع كرده بود دست سخاوت درآورده ، هرسالى در حدود هشتصد خروار جنس و ده هزار تومان نقد به طلاب و فقراء بذل مى كرد و اهل علم را به غايت احترام مى نمود و از اين رو همواره مجلس درسش مملوّ از فضلاء و محصّلين بود و در اثر مرقومات فوق ، رياست بر همه علماى اصفهان به هم رسانيد و با اين كه چند نفر از علماء در آن زمان در اصفهان از وى در مقامات علمى بالاتر بودند ، او مرجع تقليد و قضاوت و استفتائات اهالى اصفهان و حوالى و نواحى آن گرديد ، و در نتيجه آن نامش در عراق عرب و عجم مشهور ، و در سلطنت ناصرالدين شاه مقام مهمى از متبوعيت و مطبوعيت به هم رسانيد و در حقيقت مرجع حلّ و عقد بسيارى از امور مهمّه سياسى و دولتى اصفهان شد » . « 1 »
به نوشته حاج ميرزا حسن خان جابرى انصارى : « عقل و علم و حلم و مكانت و جاهش محيّر العقول ، و حافظهاش به درجهاى بوده كه رؤوس مطالب فقه را همواره حاضر داشته ، و عطايش بيش از هشتصد خروار جنس و ده هزار تومان هر سالى به طلاب و ارباب استحقاق رسانيده ، و خود از كمتر طلبه قانع تر بوده . تدبيرش بر ميرزا تقى خان امير راجح آمده ، و خامه و نامهاش از طليعه فجر تا نيمه شب در مهمات امور مسلمين به فعاليت سيّار بوده است » . « 2 »
محدث قمى در « فوائد الرضوية » مى نويسد :
« شيخ جليل عالم فاضل فقيه محدّث حافظ معظّم كامل ستوده خصال ، اهل بيت علم و فضل و كمال ، جناب آقا شيخ محمد تقى بن شيخ محمد باقر بن شيخ محمد تقى
هامش
( 1 ) . زندگانى آية الله چهارسوقى ص 202 - 201 .
( 2 ) . تاريخ نصف جهان و همه جهان ص 102 .