« وله الرواية عن العلامة الحاج ميرزا زين العابدين الخوانساري قدّس سرّه » . « 1 »
اين عالم ربّانى در ماه شعبان سنة 1312 در سامره وفات نمود .
جنازه شريفش را به نجف اشرف حمل نمودند و در جوار حضرت أمير المؤمنين عليه السلام به خاك سپردند و شعراى بسيار مرثيه براى آن جناب گفتند .
ميرزا حسن خان جابرى مى نويسد : « در رحلت مرحوم ميرزاى شيرازى قدّس روحه چون به ماهى قبل ، خواب ديدم آفتاب ميان روز گرفتار كسوف شد ، گفتم : « 2 »
در وفات آيت عظماى حق * چاك زد بر تن فلك ديباى صبر
هم در اين عالم قيامت كرد فاش * محشرى بر مسلم و ترسا و گبر
خواست تاريخى نگارد « جابرى » * دركسوف مهر چهر او به قبر
زان ميان يك تن برون گرديد و گفت : * « آفتاب دين ما شد زير ابر »
11 . ميرزا حسن رضوى خراسانى
برادر مولانا حاج سيّد محمّد قصير رضوى خراسانى .
« چندى در خدمت برادر تلمّذ كرده ، پس به اصفهان رفته و مدّتى در محضر مرحوم شيخ محمّد تقى استكمال فرموده ، تا به درجه منيعه اجتهاد رسيده ، و بعد از وفات برادر مكرّم ، مرجعيّت عامه و رياست تامه به هم رسانيده ؛ در امورات شرعيه و ترويج احكام مليه اهتمام تمام داشت و با ارباب دول ، قدم در راه مراوده و معاشرت نمى گذاشت . . . تا در شهر شعبان المعظم سنه 1278 از اين عالم فانى درگذشت و در مسجد پشت سر از حرم مطهر مدفون گشت » . « 3 »
ملا نوروز على بسطامى در « فردوس التواريخ » مى نويسد :
« السيد الممتحن والعالم المؤتمن [ السيد حسن ، برادر ] مولانا الحاج سيد محمد قصير ،
هامش
( 1 ) . احسن الوديعة ج 1 ص 160 .
( 2 ) . گوهر شب چراغ ، چاپ سنگى .
( 3 ) . تاريخ علماى خراسان ص 93 - 92 . و ر . ك : المآثر والآثار ص 239 .