امام جمعه به ارشاد و تبليغ همت گماشت و دفتر ثبت اسنادى در زنجان براى خود مهيا ساخت . به زبانهاى فارسى ، تركى و عربى شعر مىگفت و تخلص او « مجنون » بود .
روز شنبه 27 شعبان 1389 ق / 17 آبان 1348 ش اجل سر رسيد و در تهران به حيات باقى شتافت . پيكرش پس از حمل به قم ، در قبرستان ابو حسين به خاك سپرده شد .
آقا ابو على ، آقا ابو الفضل ، آقا كاظم ، آقا قاسم و آقا حسين فرزندان او بودند .
نمونه سروده
چرا عدليهى حُسنت ستم بر ما روا دارد ؟ * مگر قانون او اين است ، يا از بهر ما دارد ؟
نه با ما بر سر صلح است آن صلحيهى چشمت * نه خوب از بد تميز آرد بدايت صد بدا دارد
به استيناف وصلش شرح حالى دادمش گفتا * كه ديگر موقعش بگذشت هجران از قفا دارد
بگفتم : تمبر خالت كه در بالاى لب دارى * بزن بر حكم ما ، گفتا كه اين تمبر بها دارد
تظلم كردمش گفتا كه فوق العاده مىخواهد * زر و سيم فراوان چون من مفلس كجا دارد ؟
لبت مىكرد استنطاق ما را آخر انصافى * بر اين مستنطق خون ريز دل بازيم جا دارد