سرور به قد سبزپوش باغ شده در به گوش * ابر بباريد شد باز چمن لالهزار
نرگس و هم نسترن سوسن و هم ياسمن * كرده معطر چمن بوى خوش هر چهار
* * *
چه رنجها كه كشيدم چه تلخها كه چشيدم * چه تارها كه گسستم چه پودها كه بريدم
چه رازها كه نهفتم چه روزها كه بشفتم * چه گفتهها كه نگفتم چه حرفها كه شنيدم
. . .
براى ديدن روى نگار مهوش خود * به كوهسار پريدم به روى خار دويدم
هواى وصل چنان مست كرده بود مرا * به جان خويش نگويم جز آنچه من ديدم
ز كوى يار گذشتم جمال يار نديدم * به طالعم همه حيران به انجمن چو رسيدم
به حال من همه گريان شدند سرتاسر * به جز خودم كه به مستى به گوشهاى بخزيدم