وحدت موجود را عنوان كنند * كشف و الهامى بر آن برهان كنند
مزدك و حلاج و باب از آن سبب * ادعا بكند خدايى يا للعجب
أيّها القوم الذي في المدرسة * إحذروا أهوائكم والوسوسة
در نزديك شدن وفاتش سروده است :
اى طاير خجسته همايون پيكرم * بسيار غم مخور كمى مانده بگذرم
دنيا اگر ز بهر كمال وجود بود * با وضع روزگار نباشد ميسرم
گيرم شدم به فضل فلاطون و بوعلى * جهّال اردبيل چه باشند منكرم
فضل و كمال در بلد اردبيل ما * سيم و زر است ، سكه و دينار يا درم
اى پيك راه عشق خدا را به من بگو * تا از كدام راه روم كوى دلبرم
هر چند غرق معصيتم در وجود خويش * دارم اميد عفو ، ز خلاق اكبرم
شايد شفاعتم بكند حضرت رسول * دارم اميد لطف ز مولاى قنبرم
آثار مكتوب
1 ) اقتصاد ؛
2 ) نصيحة الرضائية ؛
3 ) أخلاق الأولين ؛
4 ) المعيشة ؛
5 ) مقامات [ ديوان شعر ] ؛
6 ) تفسير سورهى توحيد ؛
7 ) حكمت ؛