كعبهى گل ولادتش را مكان * كعبهى دل ولايتش دلستان
ز واجب و ممكنش اين دو نشان * ز من بدان بگو نه اين و نه آن
فلا تك - - - - ونن من الجاهلين
بگويم ار حق نبود ناحق است * حقش بخوانم ار به حق ملحق است
چو نور حق ز نور حق مشتق است * به حق يقين ز هستى مطلق است
إن هذا له - - - و الحق اليقين
خواند چو او قد أفلح المومنون * حزب وى است حزب خداى بىچون
إن حزب اللّه هم المفلحون * أصحاب الجنة هم الفائزون
إنا كذلك نجزي المحسنين
به جنت و نار چو آمد قسيم * شيعهى او بهشتش اول نعيم
وإن من شيعة لإبراهيم * إذ جاء ربه بقلب سليم
إن - - ه م - - ن ع - بادنا المؤمنين
على بود آينهى حقنما * خليفه و ابن عم مصطفى
به چهرهى خلق پى اعتلا * نام على نقش نموده خدا
تبارك اللّه أحسن الخالقين
شمس عيان ذره پى جستجو * خانه به خانه در به در كو به كو
به گمرهان رانده مانده هر سو * محب غال و مبغض قال او