[ كمبود آب در كاروانسراى مياندشت ]
الحاصل ، از عباس آباد حركت نموده اول شب ، به رباط ميان دشت « 1 » رسيده ، فرود آمديم ، مسافت شش فرسنگ .
و دراين جا چيزى ممكن نمىشد ، به ضرب توپ و تشر تحصيل همه اسباب لازمه شب مذكور را نموديم چون در اين نقطه آب نبود كه اسب ها را بدهيم ، نوكران به « 2 » سراغ آب رفتند و حوالى شخصى كه چاه آبى داشت پيدا كرده بودند و خواستند كه آب بكشند ، صاحب حوالى با عيال خود جلو گرفته كه بايد هر دول آبى دو شاهى بدهيد و آب بكشيد ، و الا ما آب نمى دهيم ، نوكران كه اين تعدّى را ديدند ، خدمت جناب خدايگانى به عرض آمدند .
جناب معظم اليه بنده را مامور به تحصيل آب فرمودند . لهذا ، بنده رفته در سر آن چاه ايستادم و امر به كشيدن آب نمودم ، نوكران و جمعى از زايرين ديگر ، كه شب در آنجا آمده بودند هر قدر خواستند آب كشيدند و احدى قدرت حرف زدن نكرد .
غره شوال : دو ساعت از آفتاب گذشته ، از ميان دشت حركت و عازم ميامى شديم و در بين راه شكار كبكى نمودم . دو ساعت از شب گذشته ، بنده و جناب خدايگانى زودتر از اهل قافله به ميامىرسيده در خانه حاجى اسماعيل نام ، كه حياط خوبى بود اطراق نموديم . مسافت هفت فرسخ بود .
[ شكار بز كوهى در ارتفاعات ميامى ]
روز دوم شوال : به ملاحظه رفع خستگى مالها ، در ميامى معطل كرديم . بنده ، رجبعلى نامى را ، از اهالى قريه مذكور ، برداشته روانه كوهسار مرتفعى « 3 » كه در نيم فرسنگى ميامى هست به بلندى آن حد و حصر ندارد شدم ، كه شكارى بكنم و سياحتى بنمايم .
هامش
( 1 ) . اين كاروانسرا در دهكده ميان دشت در 109 كيلومترى شرق شاهرودوبين جاده سبزوار ، مشهدقرار داردودر مجموع سه كاروانسراى متصل به هم مى باشد كه يكى در زمان صفويه و آن دو درزمان قاجار ساخته شده است . همان ، ص 384
( 2 ) . اصل : در
( 3 ) . ارتفاعات خوش ييلاق ، با ارتفاع 2802 متر كه اينك منطقه حفاظت شده است . بنى اسدى ، ص 25