[ توصيه به مطالعه كتاب لولوء و مرجان ]
سه ساعت به غروب مانده ، برخاسته ، رفتم منزل جناب ممتحن السلطنه كارپرداز ، خواب بودند ، اجزاء صندلى آوردند ، جلو عمارت كه به شط نگاه مىكند ، گذاشته ، قليانى كشيده ، جناب ممتحن السلطنه از خواب برخاسته تشريف آوردند ، نشسته مشغول تعريف و صحبت از همه قبيل شد . و صحبت اسب و كره شد ، چهار پنج رأس كره و اسب خوب داشت ، فرمود ، همه را آوردند ، بنده ملاحظه كردم .
و در آنجا جناب ممتحنه السلطنه گفتند كه مرحوم حاجى ملا حسين نورى « 1 » كتابى نوشتهاند اسم [ آن ] لولوء مرجان « 2 » است ، درطهران چاپ كردهاند ، كتاب خوبى است ، يك جلد از آن بخواهيد بخوانيد . شخصى هم در آنجا پيدا شد ، گفت ، من كتابى نوشتهام ، منجاج الطالبين ، « 3 » اسم گذاشتهام ، يك جلد در كاظمين بخريد ، ملاحظه كنيد .
بعد ، صحبت خليل استر آبادى نموده شد كه از مجلس دولت عثمانى فرار كرده است . بعد از آنجا برخاسته ، سر راه آهن آمده ، اتاق راه آهن نشسته ، جمعى از كرمانشاهانى ها و زوار بودند . آمديم به كاظمين ، نماز خوانده ، حرم مشرف شده ، بعد از حرم مراجعت به منزل نمودم .
امروز كه چهار شنبه 29 شهرمحرم است ، صبح زود برخاسته ، نماز خوانده ، ميرزا محمود آمد . قدرى روزنامه تفصيل زمين سامره رانوشتم . جناب آقا سيدجواد آمدقدرى صحبت متفرقه نمود .
قبل از ناهار به صحن مشرف شده ، درب دكان كتاب فروش نشسته ، دو جلد كتاب خريده ، از آنجا برخاسته ، نواب محتشم الدوله را ملاقات نموده ، [ 103 ] صحبت نموده ، قرار شد چهار ساعت به غروب مانده ، به اتفاق برويم بغداد ، ديدن جناب ممتحن السلطنه ، از آنجا بازار رفتم ، كه يكى ، دو
هامش
( 1 ) . ميرزا حسين بن محمد تقى نورى طبرسى ( 1254 - 1320 ق ) از بزرگ دانشمندان علم حديث به شمار مى رود تا آن جا كه به لقب « خاتم المحدثين » اشتهار يافته است . و يكى پديا دانشنامه آزاد
( 2 ) . آخرين اثر ، محدث نورى ، كتاب لؤلؤ و مرجان : در شرط پلهء اول و دوم منبر روضه خوانان است . وى براى جلوگيرى از انحرافهايى كه اهل منبر و روضه خوانان در ذكر مصيبت حسين بن على و عاشورا دچار آن شدهاند در كتاب لؤلؤ و مرجان آورده است . همان
( 3 ) دراصل چنين آمده است .