بنده بسيار تند آمدم كه قبل از همه زوار به منزل رسيده ، بين راه هم كلاغ سياه زيادى بود چند تيرى هم انداخته ، نزدم . آمدم در كاروانسرا بين راه دو سه فرسنگ مسافت راه را پياده شده در كاروانسرا روى سكو « 1 » ناهار خورديم چاى صرف كرديم . دو سه نفر از اهل نجف از سادات و علما هم مشغول ناهار خوردن بودند ، قليانى با حضرات كشيده سوار شده به طرف خان حركت كرديم .
از نجف اشرف هم ، هفت ، هشت عرابه به طرف كربلا مىآمد كه همگى زوار هندى و بعضى اعراب در عرابه نشسته بودند . آمديم به منزل رسيده در يك خانه در بالاخانه منزل كرده ، سه اتاق گرفتيم به پنج هزار .
جو ، حقه كربلا پانزده شاهى ، كاه ، حقه يك عباسى بود . نان ، گوشت ، شمع ، نفت ، تير ، روغن [ و ] همه چيز درآنجا يافت شد . همه چيز خريده ، اتاقى براى من فرش كردند ، هر كس منزل خود را درست كرد .
من قدرى جلوى درسرا نشسته ، مشغول سياحت آمدن زوار شده ، چاى از قهوه خانه آورده صرف شد . اجزاء چاى خوردند ، بعضى از دوستان همدان آمده ، قدرى صحبت كرديم . طرف مغرب ، از بسكه خسته بودم ، قدرى خوابيده ، برخاسته نماز خوانده شام صرف شد استراحت شد . [ 55 ]
[ همسايه ميرزا حبيب الله رشتى ]
شنبه 13 شهر ذيحجه : امروز بايد به شهر نجف اشرف برويم . « 2 » صبح زود از خواب برخاسته ، نيم ساعت به دسته مانده بنه را كم كم بار كردند ، يك ساعت از دسته گذشته حركت كرده . نماز خوانده برخاسته سوار شده به طرف راه نجف آمده ، هوا ابر بود باد زيادى مىآمد .
اعراب زوارى كه ديروز همراه بودند ، امروز هم بودند . پسر عطيه با چند سوار عرب هم از خانشور به نجف همراه [ ما ] مىآمدند . بين راه كلاغ زيادى بود ، يك دانه ميرزا احمد زد . آمديم به نجف رسيده ، جناب حاجى سيد حميد و جناب حاجى سيد عبود و پسرهايش درب دروازه ايستاده
هامش
( 1 ) . تختگاه ، پله مانندى كه كنار در خانه يا پاى درختان درست كنند . معين ، ذيل واژه .
( 2 ) . اصل جمله چنين است : برويم به شهر نجف اشرف