[ حضور در شهر قم ]
خلاصه ، طرف عصر به حمام نزديك حرم موسوم به حمام صدر اعظم است رفتم ، حمامى نظيف و با اينكه وسعى زياد ندارد با روح وتميز است . بعد از خروج از حمام از صحن جديد به حرم محترم داخل شده ، نماز عصرين و زيارت معصومين - عليهم السلام - را به جا آورده ، تعقيب زيارات به زيارت حضرت معصومه - عليها السلام - اختتام كرده ، به منزل آمدم . از سوى مزاج فرزندى محمد ابراهيم - حفظه الله قدرى آشفتگى حاصل است و به ذيل عاطفت اين خاتون پاك متوسلم كه به حول الله تعالى ، عنقريب بهبودى حاصل نموده ، بتوانم تحمل مشقت سفر را بهخوبى نمايم .
صحن جديد ، روحى عظيم دارد و از مستحدثات جناب اشرف صدر اعظم است . باران كاملى ديروز و امروز آمد و هوا قدرى مايل به سردى شد . عصر ، بديدن متولىباشى رفتم .
ميرزا ابوالقاسم ، پسر مرحوم ميرزا اسد الله [ و ] پسر ميرزا محمد خان قوام الدوله آشتيانى با آقا ميرزا عليرضا ، پسر مرحوم ميرزا محمود ، وزيرگركانى كه به زيارت معصومه عليها سلام آمده بودند ملاقات شدند . بعد از صرف چاى و غليان و شيرينى و قهوه ، بعد از مغرب وداع گفته با جناب متولىباشى التماس دعا كرديم و به منزل آمدم . اداى نماز و صرف شام نموده به خواب رفتم .
ساعت ده برخاسته بعد از صرف چاى به خيال آن كه درب صحن باز است بيرون آمدم ، جمعى از زن و مرد هم ديدم كه بعزم زيارت از منازل خود حركت نموده ، رو به آستانه مقدسه مىروند ، ولى افسوس كه دروب صحنهاى عتيق و جديد بسته بود . زنها هرچه فزع نمودند در باز نشد . ناچار ، همه برگشتيم به منازل و نماز صبح را خوانده ، دست ببار زدند . يك ساعت از روز برآمده ، حركت شد ، هوا آرام گرفته ، مساعد است .