1191 . عمليات روانى نيروهاى ائتلاف در جنگ سوم خليج فارس عليه ارتش عراق
داريوش خوش بين
دانشگاه آزاد اسلامى شيراز ، 1388 ؛ كارشناسى ارشد
چكيده : ندارد .
1192 . عمليات روانى نيروهاى ائتلاف عليه عراق در جنگ سوم خليج فارس
جعفر انصارى فر
استاد راهنما : محمد رضا تاجيك
استاد مشاور : محمد على فردانش
دانشكده علوم ، دانشگاه شهيد بهشتى تهران ، 1384 ؛ كارشناسى ارشد
چكيده : بهره گيرى ازعمليات روانى به عنوان ابزارى مكمل درنبردهاى سخت افزارى در جوامع گوناگون بشرى ، سابقه اى طولانى دارد ؛ اما بااين حال ، تادوران معاصر جايگاه ابعادونقش ان درپيروزى وشكست ها براى مجريان ومخاطبان چندان مشخص نشده است . دردهه هاى ميانى قرن گذشته ، به تبع پيشرفت هاى حيرت انگيزعلوم اجتماعى وامكان كمى كردن برخى شاخص هاى كيفى ، علاوه بر تثبيت جايگاه عمليات روانى به عنوان يك متغير مستقل درنتيجه نبردهاى نظامى به بهره گيرى از آنها توسط دولت ها افزايش داد . درسال هاى اخير ايالات متحده به عنوان تنها قط قدرت نظام بين الملل به منظوركاهش هزينه هاى مادى ومعنوى جنگ ، ازمتغيرمزبور درنبردهاى خودعليه كشورهاى ديگر بهره برده است . درجنگ سوم خليج فارس نيز ايالات متحده ومتحدانش براى تسهيل عمليات نظامى ودستيابى به پيروزى زودهنگام ، عمليات روانى گسترده وپيچيده اى راعليه نيروهاى عراقى در دستور كار خود قرار دادند . عمليات مزبور نيز با مكانيزم حاكم برآن يعنى دگرگون ساختن انگيزه ها ، نگرش ها ، افكار و رفتارهاى مخاطبان به نفع مجرى يا مجريان عمليات روانى ، انگيزه مهم نيروهاى عراقى وفاداربه رژيم بعث راحمايت ودفاع از آن متزلزل و با بمباران روانى انگيزه هاى مخاطبان عراقى ، موفق شد انگيزه مقاومت را سست وحتى در مواردى آن را به عكس خود مبدل سازد . روان شناسى اجتماعى مى گويد انگيزه هاى مشترك يا حداقل نزديك به هم ، نگرش ها ، افكارهاى جمعى توده يا شبه توده راهدايت مى كرد . براين اساس مهندسى رفتارهاى جمعى در توده توسط انگيزه هاى مشترك همواره مورد توجه طراحان عمليات روانى بوده است زيرا اگر انگيزه هاى مشترك توده تغييريابند ، رفتارهاى كل توده نيز دستخوش دگرگونى خواهد شد . درواقع تحولات درتوده به دلايل شباهت افراد به يكديگر ازحيث انگيزه ، نگرش وافكار و رفتار ازسرعت بيشترى برخورداراست . توده عراقى شامل نظامى وغيرنظامى ؛ متخصاتى چون سنى بودن ، عرب بودن و وابستگى هاى عاطفى به حكومت بعث عراق كه برخاسته از آن بود ؛ باانگيزه هاى حفظ سيادت و در نهايت هراس ازحكومت شيعيان يا اكراد ازحكومت صدام احساس رضايت داشتند هرچند نگرانى « مجازات وتهديد » ازجانب حكومت بعثى ازديگر انگيزه هاى مؤثر درابزاروفادارى به حكومت بعثى حداقل درسطح خودآگاه بود . بااين اوصاف ؛ نتيجه اقدامات روانى عليه نيروهاى ائتلاف يعنى كناره جويى ازجنگ ، تسليم وحتى همكارى مستقيم باآنان ، پيروزى تمام عيار وكوتاه مدت بر رژيم بعث عراق حاصل آيد .