مرزهاى يك كشور و بين دو كنش گر اصلى شكل مى گيرند ، ولى به سرعت با دخالت كنش گران خارجى ابعادى بين المللى پيدا مى كنند . كنش گران خارجى كه شامل سازمان هاى بين المللى دولتى و غير دولتى ، كشورهاى همسايه ، قدرت هاى بزرگ و گروه هاى قومى مشابه مى شوند با اهداف و انگيزه هاى مختلفى به مداخله در بحران قومى مى پردازند . اما عاملى كه منجر به اين مداخله مىشود دعوت دو كنش گر اصلى از كنش گران خارجى براى مداخله در بحران قومى است . اين دعوت يا به صورت مستقيم و با اهداف كسب مشروعيت بين المللى ، جلب حمايت مالى يا نظامى ، جلب افكار عمومى جهانى و ناتوانى دو كنش گر اصلى از نتيجه گيرى از بحران و خاتمه دادن به آن صورت مى گيرد و يا به صورت دعوت غير مستقيم از كنش گران خارجى است كه نتيجه اتخاذ راهبردهاى خاص از جانب دو كنش گر اصلى براى مديريت بحران قومى است . اتخاذ راهبردهايى چون همانند سازى ، سركوب و نسل كشى از جانب دولت ها و يا گروه هاى قومى و يا درخوست خودمختارى يا تجزيه كامل و استقلال از جانب گروه قومى ، به دليل اينكه بحران را وارد مراحل حاد خود مىكند ، منجر به مداخله خارجى در بحران و در نتيجه بين المللى شدن آن مىشود . مساله كردها در خاورميانه به عنوان يك بحران قومى كه چهار كشور بزرگ منطقه يعنى ايران ، عراق ، تركيه و سوريه را درگير نموده در اين چهار چوب تحليلى قابل بررسى است . چهار كشور فوق و نيز گروه هاى قومى كرد به عنوان دو كنش گر اصلى بحران محسوب مى شوند . بحرانى كه با مداخله كنش گران خارجى صورتى بين المللى به خود گرفته است . ايالات متحده ، شوروى سابق و انگلستان به عنوان قدرت هاى بزرگ مداخله كننده در بحران ، سازمان ملل متحد و سازمان هاى منطقه اى همانند اتحاديه اروپا و سازمان هاى غير دولتى فعال در زمينه حقوق بشر همانند ديده بان حقوق بشر ، در كنار چهار كشور درگير به عنوان كشورهاى همسايه و احزاب و گروه هاى كرد ساكن در ديگر كشورها ، كنش گران خارجى مداخله كننده در بحران هستند كه با دعوت دو كنش گر اصلى وارد بحران شده اند . دعوت مستقيم از كنش گران خارجى عمدتا از جانب گروه هاى كرد و به دليل نياز آنها به جلب حمايت و كمك خارجى براى تقويت مواضع ضعيف ترشان در مقابل دولت هاى منطقه صورت گرفته است ، در حالى كه دولت ها بيشتر تلاش كرده اند بحران را در درون مرزهاى خود و بدون مداخله خارجى حل و فصل كنند ، در مقابل دعوت غير مستقيم از كنش گران خارجى نتيجه اتخاذ راهبردهاى سلطه طلبان از جانب دولت هاى درگير و نيز راهبردهاى تجزيه طلبانه يا تلاش براى كسب خودمختارى از جانب گروه هاى كرد است كه كنش گران ديگر ار به مداخله كشانده است .
465 . بررسى علل تداوم بى ثباتى در عراق جديد
محمود رجبى فرخ
علوم و تحقيقات خراسان رضوى ؛ كارشناسى ارشد
چكيده : ندارد .