393 . بررسى روابط سياسى ايران و عراق ( از روى كار آمدن حزب بعث تا پيروزى انقلاب اسلامى 1374 - 1375 ه ش )
محمد رضا مولايى
استاد راهنما : اكبر احمدى
استاد مشاور : داود باوند
دانشگاه امام صادق ( ع ) تهران ، 1375 ؛ كارشناسى ارشد
چكيده : در بخش اول ، محقق ضمن اشاره اجمالى به مشخصات جمعيتى ، جغرافيايى ، سياسى ، اجتماعى و . . . كشور عراق ، سياست و حكومت در اين كشور را سال 1374 و نيز در دوره مورد نظر ( 1374 - 1375 ) بمورد بحث گذاشته و چگونگى تشكيل حزب بعث و شاخه عراقى آن و روند قبضه حكومت اين كشور توسط حزب در سالهاى 1963 م و 1968 و ، حذف رقبا و نيز سياست خارجى حزب بعث را مورد بررسى قرار داده است . در بخش دوم ، رقابت قدرتهاى فائقه وقت بر سر كسب منافع در خاورميانه ، خصوصا خليج فارس و راهكارهاى وصول به اين منافع همچنين خروج نيروهاى انگليسى پس از حضور 50 ساله در منطقه ، پيدايش خلا قدرت و رقابت بر سر كسب آن و نقش پنهان دولتهاى گذشته و پيدايش اختلافات جديد ميان ايران و عراق بررسى شده است . اهميت ويژگيهاى سياسى ، اقتصادى خليج فارس ، حضور ضعيف سياست خارجى ايران در ايران در منطقه تا دهه شصت ، روانه شدن سيل تسليحات پيشرفته غربى به ايران و تبديل آن به قدرت نظامى برتر در منطقه ، استراتژى ايران در قبال حكومت بعثى عراق ، ريشهيابى اختلافات اساسى و مرزى دو كشور و بررسى ساير موارد اختلافى ، موضوعاتى هستند كه در بخش سوم مورد بحث واقع شدهاند . در بخش چهارم ، به بحرانهاى متعدد بوجود آمده در روابط سياسى دو كشور ، از جمله لغو قرارداد 1937 م ، طرح تجزيه خوزستان ، مسئله استرداد جزائر سهگانه ايرانى و . . . ، و نيز برخوردهاى مختلف نظامى در مرزهاى دو كشور ، موانع و علل عدم رغبت دو كشور به درگير شدن در برخوردهاى نظامى گسترده و قطعنامه 348 كه منجر به وقع آتشبس در مرزهاى دو كشور گرديد و نيز سفر نماينده دبيركل سازمان ملل به دو كشور ايران و عراق و بازديد از مناطق مرزى و تهيه گزارش براى شوراى امنيت شد و . . . ، اشاره شده است . در بخش نتيجه ، ضمن اشاره به عوامل ايجاد اختلاف در منطقه ، چنين نتيجهگيرى شده كه منشا اصلى بروز تشديد اختلاف در روابط دوكشور ، رقابت بين دو قدرت شرق و غرب بوده و اين موضوع نيز براى حزب توسعهطلب بعث ، در راستاى توجيه مشروعيت تلاشهايش براى كسب زعامت ملت عرب دستاويزى مناسب بوجود آورد و آن كشور را در جنگى سرد ، روانى و سياسى بر عليه ايران درگير نمود ، در قسمت پايانى اين بخش ، با اشاره به عدم پايبندى دولت بعثى عراق به عهدنامه و تعهدات دو جانبه و بينالمللى ( به گواهى تاريخ ) به دستاندركاران سياسيت خارجى كشور توصيه شده است تا امر برقرارى رابطه با دولت مذكور و انعقاد قرار دادها و . . . حساسيت كامل بخرج داده و در امر چانهزنى سياسى و استراتژى آينده كشور در قبال عراق نهايت احتياط را معمول دارند .