345 . بررسى جلوه هاى معشوق در غزليات عراقى
عبدالله همتى
دانشگاه آزاد اسلامى اهر ، 1391 ؛ كارشناسى ارشد
چكيده : ندارد .
346 . بررسى جنايات جنگى
مهدى نوريان
استاد راهنما : هوشنگ مقتدر
استاد مشاور : داود باوند
دانشگاه امام صادق ( ع ) تهران ، 1368 ؛ كارشناسى ارشد
چكيده : اصطلاح جنايات جنگى با جنگ گره خورده و جنگ خود پديدهاى است كه ريشه در تاريخ بشريت دارد و از زمانيكه بشر به ياد مياورد بعنوان پديدهاى شوم به شمار ميرفتهاست . بهر وصف غرض صرفا " بحث در مورد تاريخچه جنگ و جنايات جنگى نمىباشد - اگرچه به مناسبت مرورى بسيار گذرا بر آن نيز نمودهايم - كه چنين كارى خود تحقيق مفصل و جداگانهاى را ميطلبد . مقصود نظر ما از بكارگيرى اصطلاح جنايات جنگى - كه از قبل از جنگ جهانى دوم در مورد هر تخلفى نسبت به قوانين عرفى و قراردادى جنگ به كار گرفته ميشد - آن مفهومى است كه در جنگ جهانى دوم و بعد از آن شايع بود كه البته بعضى اوقات از آن با اصطلاح " جنايات بينالمللى " نيز تعبير ميگرديد . جنايات جنگى به مفهوم مورد نظر شامل هرسه دسته " جنايات عليه صلح " ، " جنايات جنگى " ، و " جنايات عليه بشريت " كه در " منشور دادگاه نظامى بينالمللى ( نورمبرگ ) " مشخص گرديدهاند ، مىشود . پس ملاحظه ميگردد كه مفهوم اعم جنايات جنگى - در مقابل مفهوم اخص آن كه خود دستهاى از جنايات مشخص گرديده در منشور دادگاه نورمبرگ است - مورد نظر مىباشد . البته امروزه اگر بخواهيم براى بيان اين مقصود از اصطلاح جنايات بينالمللى يارى بجوييم لازم است كه اين توضيح را هم ضميمه آن نماييم كه معناى محدود - در مقابل معناى وسيع - آن را اراده نمودهايم . زيرا جنايات بينالمللى آنچنان توسعه و گسترشى يافتهاند كه از ميدان جنگ و جنايات خاص آن فراتر رفته و دامنه وسيعى از جنايات در حوزههاى مختلف را در برميگيرند . اهميت اين نحقيق را از دو بعد جهانى و داخلى كه قطعا " جداى از يكديگر نيز نمىباشند ميتوان درمد نظر قرار داد . از طرفى تلاشهاى جهانى براى مهار خودكامگان و برافروزندگان شعلههاى جنگ و " جناياتكاران جنگى " انجام گرفتهاست و امروزه نيز درصدد تكميل آن مىباشند . از طرف ديگر ما كه خود قربانى اين گونه جنايات هستيم داعيه احقاق حق ، و تنبيه و مجازات جنايتكار جنگ را داريم كه خود ميتواند بخش مهمى از تلاشهاى جهانى نيز به شمارآيد . با توجه به مطلب فوق و لمس عينى جنايات جنگى و در دسترس نبودن كتاب يا جزوه كامل و مفصلى كه به خصوص جنايات جنگى پرداخته و بويژه محاكمات بعد از جنگ جهانى دوم و اصول متخذه از آراء صادره در اين محاكمات را محور قرار دادهباشد ، تصميم گرفتهشد كه اين تحقيق انجام پذيرد . بلكه بتواند الگويى ارائه داده و پاسخگوى پرسشى باشد كه بدنبال داعيه برحق ما مطرح ميگردد و آن عبارت است از : " آيا امكان محاكمه و مجازات جنايتكار جنگى وجود دارد ؟ " براى اين منظور بهتر آن ديده شد كه در فصل اول به بررسى زمينه تاريخى و تحولات و پيشرفتهاى حقوق مربوط به جنگ بپردازيم و بعد از آن در فصل دوم محاكمات نورمبرگ و توكيو را بروز نماييم كه نقطه اوج و عطف