آمنه بيگم به هر تدبيرى كه بود بر آن مقام آگاهى يافت ، و چون آخوند مرحوم به جهت تدريس طلاب از خانه بيرون تشريف برد ، آن مرحومه آن مسأله را به شرح و بسط تمام نوشته ، در آن مقام گذارد .
و چون آخوند مرحوم در هنگام شب ، به وقت مطالعه ، به نوشته آن مرحومه برخورد ، ديد كه آن عقده لم ينحل ، به سرانگشت فكر آن فاضله منحلّ گرديده ؛
جبهه نياز به درگاه بى نياز سوده ، سجده شكر او به جا آورد ، و تا به صبح مشغول عبادت ذوالجلال شد ، و مقدمه زفات تا سه روز به طول انجاميد .
آخوند مرحوم چون مطّلع شدند فرمودند كه : اگر اين زوجه مرضى طبع تو نيست ديگرى را به نكاح تو درآورم !
عرض كردند كه : اين مقدّمه نه به اين علّت است ، بلكه اداى شكر جناب بارى تعالى منظور است ، هرقدر كه در عبادت مى كوشم اداى شكر ذرّه اى از عنايت و مرحمت او نمى شود . آخوند مرحوم فرمودند كه : اقرار بر عدم قدرت بر اداى شكر ، نهايت شكرگزارى است .
و از جمعى از ثقات شنيده ام كه آخوند ملا محمد صالح مرحوم مكرّر مى فرموده اند كه من از جانب جناب اقدس الهى حجّت ام بر طلاب علوم دينيه ؛
زيرا كه در فقر ، از من افقرى نبود ، كه مدّتى را به چراغ هاى بيت الخلاء در هنگام مطالعه گذرانيدم ، و در عدم حافظه و ذهن از من بدترى نيست ، كه خانه خود را گم مى كنم ، و اسامى اولاد خود را فراموش مى نمايم ، و با اين مراحل ، سى سال از عمر من گذشته بود كه ابتدا به درس نمودم ، و از الف و با شروع كردم ؛
و مع ذلك نهايت جدّ و جهد خود را مصروف داشتم ، و رسيدم به آنچه از درياى رحمت بى پايان احديت مقسوم من بود . ليس للإنسان إلا ما سعى » . « 1 »
صورت اجازه مولانا محمد تقى مجلسى به مولانا محمد صالح مازندرانى :
هامش
( 1 ) . مرآت الاحوال جهان نما ج 1 ص 105 - 101 .