آنهايى كه از دور و چه آنهايى كه مراوده نداشتند و پيش خود انتظاراتى از من داشتند از همه و همه تقاضا دارم به اين محاسن سفيد من رحم كنند و از سر تقصيرات من درگذرند و مرا حلال كنند .
شاعر ارجمند ميرزا فضل الله فضل الله اعتمادى برنا در وفات ايشان گويد :
اجل از بهر بردن صافى * شد پى ارتحال او عازم
آية الله حاج شيخ حسن * مسلمين را در اصفهان عاصم
آن كه در سيرت و روش بودى * نيك كردار و مشفق و ناعم
آن كه در درس و بحث و استفتا * ماهرى بود قاطع و جازم
آن كه در اجتناب و ترك گناه * بود ز ابرار و منهى و فاطم
ذى وجودى كه داشتى موجود * آنچه بر پيشوا بود لازم
بود از دل محبّ آل على * بود از جان مؤيد خاتم
بود هادى امّت جعفر * بود حامى مسلك كاظم
بود همنام سبط اكبر و بود * سمى باب حضرت قائم
نشنيدم كه يك نفر گويد * بود وى در حق كسى صادم
يا يكى آورد به خاطر كو * شده جايى مساعد ظالم
بهر سال وفات او برنا * پنج تاريخ را شده راقم :
از جهان رو بسوى عقبا كرد * حسن صافى افقه عالم 1374
از جهان رو نمود بر عقبا * حسن صافى افقه عالم 1374
شد مكين سراى امن ابد * حسن صافى عامل عالم 1374
شد زدنيا به وادى سرمد * حسن صافى بارع عالم 1416
شد مقيم سراى جاودان * حسن صافى افهمى عالم 1416