تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى ) — صفحة 628

مساهمون:

ص٦٢٨
امّا دو صبيه آخوند مرحوم [ 8 ] يكى در حباله مرحوم مير زين‌العابدين بن علامه مير محمّد صالح [ خاتون آبادى ] مشاراليه بود ، و از ايشان : مرحوم مير سيد رضا و ميرزا محسن و مير محمّد هادى و مير محمّد صالح مشهور به آقايى به هم رسيد . و از مرحوم ميرسيد رضا : عالى حضرت ميرزا محمد على امام جماعت بيدآباد ، و همشيره‌اى به هم رسيد . . . همشيره ميرزا محمّد على ، حليله مرحوم آقا محمّد بن الفاضل الصالح المولى زين الدين الخوانسارى الأصل إمام الجمعة بالاصفهان به هم رسيد كه باقى ماند . و از آقا محمّد « 1 » از اين حليله ، يك پسر و يك دختر به هم رسيد : پسر ، ميرزا محمّد على ، و دختر ، در حباله ميرزا جعفر طبيب مىباشد . « 2 » [ 9 ] و صبيه ديگر آخوند را بنات ستّه مىبود : يكى والده اولاد مرحوم مغفور مير محمّد مهدى بن مير محمّد حسين . دوم : والده اولاد امير عبد الباقى . سيم : حليله مرحوم ميرسيد رضا مذكور . چهارم : حليله مرحوم مير محمّد هادى برادر مير سيد رضا كه الحال در حيات
هامش
( 1 ) . وى جمعه 9 ربيع‌الاول 1202 ق به جوانى وفات كرده و در تخت فولاد حوالى مقبره آقا حسين خوانسارى مدفون استه . بر روى سنگ مزارش اشعار رفيق اصفهانى بدين شرح آمده است :عالم عارف كه بود از خاص و عام او را خطاب * شمع جمع عالمان چشم و چراغ عارفان آن كه تا او بود سال و ماه و روز و شب نبود * گر به كثرت گر به خلوت در عيان و در نهان غافل از فكر دقايق لحظه‌اى او را ضمير * عاطل از ذكر حقايق لمحه‌اى او را زمان شرح اوصافش فزون از آن كه آيد در قلم * وصف اخلاقش فزون از آن كه گنجد در بيان از جهان چون رخت از چشم و دل احباب رفت * اشك تا هفتم زمين و آه تا هفت آسمان بهر تاريخش به آئين دعا گفتا « رفيق » : * « گفت دايم باد خلد آقا محمّد را مكان »( 2 ) . انساب خاندان ص 267 .
محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى ) — صفحة 628 | الشيخ رحيم القاسمي