نگاهى به سراسر باب
در اين باب به بيان اوصافى از حاكم اسلامى پرداختيم ، و خطوط اساسى اين مقام را در نظام اسلامى ترسيم كرديم . از اختيارات اين حاكم و ماهيت آن آگاه شديم . و به همين گونه از مسئوليتها و تكاليف او در ميدانهاى مختلف اطلاع حاصل كرديم ، و دانستيم كه حاكم در نظام اسلامى چگونه در آنچه متصدى آن است به اجتماع خدمت مىكند . و نيز برما معلوم شد كه آن كسان كه با حاكم مسلمان همكارى مىكنند چگونه بايد باشند ، و وظائف و تكاليف آنان چيست . و اين همه آرمانهايى است كه اسلام براى استوار ساختن نظامى كارآمد و شايسته آورده است . پس در اين نظام بر حاكم واجب است كه :
1 - كارمندان و دستياران خود را از بهترين و آگاهترين و پرهيزگارترين مردم انتخاب كند .
2 - با تقوى و كوشش مراقب كارهاى ادارى باشد .
3 - به امور داورى و حرمت قاضى توجه كند .
4 - سپاهى نيرومند و مؤمن و آماده براى گستردن قانون عدل و پيروز ساختن دين خدا فراهم آورد .
5 - در مقابل اجتماع به پيرايهء راستى مزين باشد و به وعده ها وفا كند .
6 - در برابر قانون از اصل مساوات و برابرى حمايت كند .
7 - با مردمان آميخته باشد و از كسى دورى نگزيند .
8 - حرمت افراد و احترام انسانها را نگاه دارد .
9 - نيازهاى اجتماع را ، در زمينه هاى گوناگون ، برآورد .
10 - اجازهء انتقاد كردن بدهد ، و خود انتقاد پذير باشد .
11 - با فقر و محروميت و نادارى مبارزه كند ، و براى گرفتن حق بينوايان و تهيدستان بكوشد و جلو ستمها و ستمگران مالى را بگيرد .
12 - از حق فرو دستان و كارگران و كشاورزان و پيشه وران و ديگر مردم خرده پا حمايت كند و جانبدار آنان باشد .
13 - سواد و فرهنگ و دانش را نشر دهد ، و آداب دينى را به مردم بياموزد ، و جامعه را از نادانى و عقب افتادگى فكرى برهاند .