فصل نخست اختيارات حاكم اسلامى و آنچه براو واجب است
قرآن
1 - * ( النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ ) * . . « 1 »
پيامبر به ( تصرف در امور ) مؤمنان از خود ايشان سزاوارتر است . . 2 - * ( إِنَّما كانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ ، إِذا دُعُوا إِلَى الله وَرَسُولِه لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا : سَمِعْنا وَأَطَعْنا ، وَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَمَنْ يُطِعِ الله وَرَسُولَه ، وَيَخْشَ الله وَيَتَّقْه ، فَأُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ ) * « 2 »
گفتار مؤمنان در آن هنگام كه به سوى خدا و پيامبر خوانده شدند تا ميان ايشان داورى كند ، آن بود كه بگويند : شنيديم و فرمان برديم ، و آنان خود رستگار بودند و هر كس اطاعت خدا و پيامبر كند ، از خدا بترسد و پرواى او داشته باشد ، از رستگاران است
حديث
هامش
« 1 » سورهء احزاب ( 33 ) : 6 .
« 2 » سورهء نور ( 24 ) : 52 - 51 .