حكم خدا را بر حكم خود مقدم مىدانند . ( 1 ) و گفته است : « * ( وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ ) * و آنان را امامانى قرار داديم كه به آتش دعوت مىكنند » ؛ اينان امر خود را بر امر خدا و حكم خود را بر حكم خدا مقدم مىدارند ، و به پيروى هواى نفس خود - بر خلاف آنچه در كتاب خداى عز و جل آمده است - مىپردازند . 2 -
الامام علي « ع » : إنّ الله جعلني اماما لخلقه ، ففرض عليّ التقدير في نفسي و مطعمي و مشربي و ملبسي كضعفاء الناس ، كي يقتدي الفقير بفقري ، و لا يطغي الغنيّ غناه ! « 1 »
.
( 2 ) امام على « ع » : خدا مرا براى خلق خود امام قرارداد ، پس بر من واجب ساخت كه در بارهء خودم و خوردنى و نوشيدنيم و لباسم اندازه اى ، همچون ناتوانترين مردمان ، نگاه دارم ، تا فقير به فقر من اقتدا كند ، و ثروتمند به طغيان برنخيزد . 3 -
الامام الصادق « ع » : المعلَّى بن خنيس قال : قلت لأبي عبد الله « ع » يوما :
جعلت فداك ! ذكرت آل فلان و ما هم فيه من النعيم ، فقلت لو كان هذا اليكم لعشنا معكم ، فقال : هيهات يا معلَّى ! أما و الله ، أن لو كان ذاك ما كان الا سياسة الليل ، و سياحة النهار ، و لبس الخشن ، و أكل الجشب « 2 »
. .
( 3 ) امام صادق « ع » : معلَّى بن خنيس گويد : روزى به امام صادق گفتم :
فدايت شوم ! به ياد خاندان فلان و نعمتى كه در آن غوطه ورند افتادم و با خود گفتم كه اگر چنين نعمتى از آن شما مىبود ما هم از آن برخوردار مىشديم ، گفت : هيهات اى معلَّى ! به خدا سوگند كه اگر چنين مىبود ( و نعمت و حكومت در دست ما بود ) ، براى ما جز نگهبانى شبانه و تلاش روزانه و پوشيدن جامهء زبر و خوردن خوراك خشن چيزى نبود . .
هامش
« 1 » « كافى » 1 / 410 .
« 2 » « كافى » 1 / 410 .