تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 578

مساهمون:

ص٥٧٨
بيشتر است . از يك دوره كتاب حديث ، كه حدود پنجاه كتاب است و همهء احكام اسلام را در بردارد ، سه چهار كتاب مربوط به عبادات و وظايف انسان نسبت به پروردگار است ، مقدارى از احكام هم مربوط به اخلاقيّات است ، بقيه همه مربوط به اجتماعيّات ، اقتصاديّات ، حقوق و سياست و تدبير جامعه است » . « 1 » آرى ، اسلام دينى جامع و كامل و شامل است كه با حيات بشرى زندگى مىكند ، و با قوانين زندهء اجتماع و تاريخ هماهنگى دارد . و قرآن كريم مشتمل بر بيش از 6000 آيه است ، كه از جمله ، امور و اوضاع مختلف زندگى را در بر مىگيرد . بنا بر اين منطق صحيح ، ممكن نيست كه علم لازم براى عالم رهبر - كه مىخواهد جامعه را بسازد - منحصر در فقه اصطلاحى ( يعنى شناخت كيفيت وضو و تيمم و غسل ، بيان فرق خونهاى سه گانه ، و چگونگى دادن زكات و خمس ، و شمارهء تسبيحات اربعه ، و شرائط بيع ، و ديگر بابهاى فقه مرسوم در زمان حاضر ) باشد « 2 » ، البته
هامش
« 1 » « ولايت فقيه » / 8 - 7 . « 2 » در اينجا بايد به ياد آوريم كه مقصود از اين سخن ، اندك شمارى اهميّت بالاى فقه سترگ اسلام نيست ؛ فقهى كه از نظر عمق و ابعاد خود ، و همچنين تأثير در حقوقهاى ديگر ، در قلمرو حقوقشناسى ، و فقه تطبيقى ، و حقوق تطبيقى ، مايهء افتخار است ، و حقوقدانان آگاه بيغرض آن را به عظمت ستوده‌اند : « مطلب عمده اينست كه ما تازه شروع كرده‌ايم به تشخيص اين نكته كه اين مذهب ، كه جوانترين مذاهب دنياست ، فقهى ايجاد نموده كه حس عدالتخواهى ميليونها مردمى كه در زير آسمانهاى سوزان آسيا و افريقا و چندين هزار نفر ديگر را ، كه در كشورهاى آمريكا زيست مىكنند ، اقناع مىنمايد حقوق مزبور درسهاى بسيار مهمى ، در اجراى قوانين ، به ما مىآموزد » - ( « حقوق در اسلام » ، مجيد خدّورى ، هربرت . ج . ليبسنى ، ترجمهء زين العابدين رهنما ، چاپ اقبال ، تهران ، 1336 ش ، از مقدمهء كتاب ، به قلم ربرت هوگوت جاكسون ، دادستان ديوان كشور ايالات متّحدهء آمريكا ) . فقهى كه متونى از آن از دهها سال پيش ، به زبانهاى خارجى ترجمه گشته و مورد استفاده قرار گرفته است ، مانند كتاب « تحرير الاحكام » ، تأليف علَّامهء حلَّى ، ترجمه به زبان فرانسه ( چاپ سال 1805 م ) ، و « شرائع الاسلام » ، تأليف محقّق حلَّى ، ترجمه به زبان فرانسه و روسى . پس سخن هرگز از كم انگارى نيست ، بلكه سخن از محدوديّت درك و فهم برخى از فقه دانان است . سخن در اين است كه اين فقه قوى ، با توجّه به غناى ادلَّه و مبانى خود ، و قدرت بزرگ اجتهاد ، مىتواند به دست فقيهانى عالم و مطلع از كليّت اسلام و قرآن و آشنا با نهج البلاغه ، بيدار ، عدالتخواه ، انساندوست ، زمانشناس ، صاحب ديد انبيايى و درك جعفرى ، به اقيانوسى بس ژرفتر و موجخيزتر از آنچه هست بدل گردد ، و هيچ نيازى را در قلمرو همهء تحوّلات حيات انسانى بىپاسخ نگذارد ، پاسخ بالفعل نه بالقوه . اين است مقصود .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 578 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام