تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
( 1 ) امام صادق « ع » : فتوى دادن ، براى كسى كه از خداى عز و جل - به صفاى ضمير و پاكى ظاهر و اخلاص عمل و برهانى الهى - فتوى دادن نمىآموزد روا نيست ، زيرا كه هر كس فتوى دهد حكم كرده است . و حكم جز به اذن خدا و برهان الهى جايز نيست . و آنكه به شنيده نه به ديده حكم كند ، نادان است و به نادانى خود مؤاخذه مىشود ، و با حكمى كه كرده گناه كرده است . پيامبر « ص » گفته است : « گستاخترين شما در فتوى گستاخترين نسبت به خداى عز و جل است . آيا فتوى دهنده ( مفتى ) نمىداند كه واسطهء ميان خداى متعال و بندگانش قرار مىگيرد ، و او است فاصلهء ميان بهشت و دوزخ ؟ » 7 - الامام الباقر « ع » : من طلب العلم ليباهي به العلماء ، او يماري به السّفهاء ، او يصرف به وجوه الناس اليه ، فليتبوّأ مقعده من النار ، إنّ الرئاسة لا تصلح الَّا لأهلها « 1 » . ( 2 ) امام باقر « ع » : هر كه علم را براى آن بخواهد كه در برابر علما فخر كند ، يا با سفيهان به مخاصمه و جدال در افتد ، يا مردمان را متوجه خود سازد ، بايد جاى خود را در آتش برگزيند . رياست جز براى اهل آن شايسته نيست . 8 - الامام الصادق « ع » - فيما رواه عن الامام امير المؤمنين : عشرة يفتنون انفسهم و غيرهم : ذو العلم القليل يتكلَّف أن يعلَّم الناس كثيرا ، و الرجل الحليم ذو العلم الكثير ليس بذي فطنة « 2 » . . ( 3 ) امام صادق « ع » - به روايت از امام امير المؤمنين : ده نفرند كه خود و ديگران را گرفتار فتنه مىكنند : دارندهء علم اندك كه به تكلف مىخواهد علم فراوان به ديگران بياموزد ، و مرد بردبار صاحب علم فراوان كه زيركى و هوشمندى ندارد . .
هامش
« 1 » « كافى » 1 / 47 . « 2 » « بحار » 77 / 400 - از كتاب « خصال » .