( 1 ) امام باقر « ع » - صاعد غلام كميت اسدى گويد : به خدمت امام محمد باقر « ع » رفتيم ، و كميت قصيدهء خود را خواند ، « 1 »
امام گفت : « خدايا ! كميت را بيامرز ، خدايا ! كميت را بيامرز ! » . 2 - الامام الباقر « ع » -
قال ابن شهر آشوب في « المناقب » : بلغنا أنّ الكميت أنشد الباقر « ع » : « من لقلب متيّم مستهام » ؛ فتوجّه الباقر « ع » الى الكعبة فقال : « اللهمّ ارحم الكميت و اغفر له ! » ثلاث مرّات ، ثم قال : « يا كميت ! هذه مائة ألف قد جمعتها لك من أهل بيتي » . . « 2 »
.
( 2 ) امام باقر « ع » - ابن شهر آشوب در كتاب « المناقب » گويد : روايت كردهاند كه كميت اسدى قصيدهء « من لقلب متيّم مستهام » را نزد امام باقر « ع » خواند ، و آن امام رو به قبله كرد و سه بار گفت : « خدايا ! بر كميت رحمت كن و او را بيامرز » . سپس گفت : « اى كميت ! اين صد هزار ( درهم ) است كه براى تو از اهل بيت خود فراهم آوردهام » . . 3 -
الامام الصادق « ع » - قيل لأبي عبد الله « ع » - و ذكر عنده السيّد - بأنّه ينال من الشراب ، فقال « ع » : « إن كان السيد زلَّت به قدم فقد ثبتت له أخرى » « 3 »
.
( 3 ) امام صادق « ع » - هنگامى نزد امام صادق « ع » سخن در بارهء سيّد حميرى ( شاعر مشهور ) گفته مىشد ، در اثناى سخن گفته شد كه او شرابخوار است .
امام صادق گفت : « اگر قدمى از سيد بلغزد ، قدم ديگر او استوار است » .
هامش
« 1 » مقصود قصيدهء ميميّه از « هاشميّات » است كه چنين آغاز مىشود ( و در حديث بعد ، مصرع اول مطلع آن ذكر شده است ) :من لقلب متيّم مستهام
غير ما صبوة و لا احلامكيست آنكه به درد دلى برسد كه ديوانه وار بندهء عشق و از خود بى خود شده است ، بىآنكه كارى كودكانه كرده يا به رؤيايى گرفتار شده باشد .
« 2 » « الغدير » 2 / 188 .
« 3 » « الغدير » 2 / 248 .