حكمت نبويند نيز داراى علم قرآنيند ، همهء ابعاد قرآن ، به تعليمى كه از پيامبر « ص » گرفتهاند و علمى كه از او به ارث بردهاند .
آيات متشابه ، داراى تعبيرهايى تمثيلى ( نمادى - سمبوليك ) است ، و نسبت به همهء قرآن مقدار كمى است . و به دليل همان تمثيلى بودن ، و اينكه به زبانى سخن گفته است كه تنها براى مخاطب اصلى آشناست ، هيچ كس معانى و مقاصد آنها را نمىفهمد مگر كسى كه نازلكنندهء قرآن ، معنى و مقصود و مراد و منظور از آن آيات را به او بياموزد ، چنان كه به پيامبر اكرم « ص » آموخته است ، و مگر اوصياى پيامبر « ص » كه به تعليم او دانستهاند .
و تأويلى كه در احاديث مطرح گشته است ( و در بارهء آن گفتهاند :
« إنّ للقرآن تأويلا ، فمنه ما قد جاء و منه ما لم يجيء ، فاذا وقع التّأويل في زمان إمام من الأئمّة ، عرفه إمام ذلك الزّمان « 1 »
قرآن داراى تأويل است . برخى از آن تأويلها واقع شده است و برخى نه .
و هر تأويلى كه مربوط به زمان يكى از امامان باشد ، امام آن زمان آن تأويل را مىداند » ؛ و نيز گفتهاند :
« . . للقرآن تأويل يجري كما يجري اللَّيل و النّهار « 2 »
قرآن را تأويلى است كه همانند جريان شب و روز در جريان است و واقع مىشود » ) ، مقصود از آن - چنان كه اشاره شد - همان معانى و مقاصد تمثيلى و تأويلى آيات متشابه قرآنى است كه فقط و فقط پيامبر « ص » و اوصيا « ع » آنها را مىدانند .
قرآن كريم نيز تصريح كرده است كه ( 3 ) « علم تأويل » ، نزد خداى متعال است و نزد راسخان در علم « 3 »
* ( وَما يَعْلَمُ تَأْوِيلَه إِلَّا الله وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ ) * « 4 »
.
و پر واضح است كه آنان كه ذكرشان در رديف نام خداى
هامش
« 1 » « بحار » 92 / 97 ، از كتاب « بصائر الدّرجات » .
« 2 » « الغيبة » ، نعمانى / 134 .
« 3 » « راسخان در علم » ، يعنى صاحبان علم الهى و نبوى ( پيامبر و اوصياى پيامبر ) ، چنان كه از امام محمّد باقر « ع » روايت شده است كه گفت : « برترين راسخان در علم پيامبر است كه تأويل و تنزيل همهء قرآن را مىداند ، و نمىشود كه خدا آيه اى براو نازل كند و تأويل آن را به او نياموزد . و پس از او اوصياى اويند كه همهء قرآن ( تأويل و تنزيل آن ) را مىدانند » - تفسير « مجمع البيان » 2 / 410 .
« 4 » سورهء آل عمران ( 3 ) : 7 ؛ نيز فصل 34 ، از اين باب ملاحظه شود .