بحث اوّل در ايمان
و آن فضيلتى است كه فوق جميع فضيلتها است ؛ و برابرى نمىكند با او هيچ فضيلتى از فضايل . زيرا كه بهسبب آن حاصل مىشود از براى مكلّف نعمت دائمى و نجات مىيابد از عذاب سرمدى ، چنان كه اللّه تعالى در كلام مجيد فرموده كه :
إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ
( يعنى :
« بدرستى كه اللّه تعالى نمىآمرزد كسى را كه شريك به جهت او قرار دهد و مىآمرزد غير اين را از براى كسى كه خواهد . » )
و اتّفاق كردهاند جميع مسلمانان بر اينكه امير المؤمنين پيشى گرفت بر تمامى مسلمانان به اسلام ؛ و شريك قرار نداد از براى اللّه تعالى يك چشم برهم زدن ؛ و سجده نكرد پيش بتى ، بلكه متولّى شكستن بتها شد ، چون پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - او را بر دوش مبارك خود برداشت و بلند ساخت تا به بام كعبه رسيد .
و روايت كرد احمد بن حنبل در كتاب مسند خود از ابو مريم انصارى از امير المؤمنين - عليه السلام - كه فرمود : « به خدمت حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - رفتم تا نزد خانهء كعبه . پس فرمود آن حضرت به من كه : « بنشين . »
و بالا رفت بر دوش من . پس خواستم كه برخيزم ، آن حضرت از من سستى و ناتوانى مشاهده فرمود . پس فرود آمد از دوش من و خود بنشست و فرمود مرا كه : « بالا رو بر دوش من . »