مقدّمهء مصحّح
به نام آنكه هستى نام از او يافت
يكى از باورهاى اساسى و بنيادى اعتقادى شيعه ، اصل امامت است . ازاينرو ، از ديرباز در تمامى آثارى كه در علم كلام و اصول عقايد نگاشته شده ، فصلى به اين مهم اختصاص داشته است . اهميّت اين بحث به حدّى است كه گروهى از متكلّمان شيعى ، بهطور مستقلّ آثارى را دربارهء اين اصل اعتقادى تأليف كردهاند « 1 » كه شاهكار آن دايرة المعارف جاويد الغدير نوشتهء علّامه عبد الحسين امينى ( در گذشتهء 1390 ه .
ق ) است .
آموزهء امامت ، يكى از جنجالىترين و اختلافىترين باورهاى دينى است كه باعث نزاعهاى پردامنهء متكلّمان مسلمان شده و با كمال تأسّف به تشعّب و تفرّق مسلمانان انجاميده است .
جامعهء اسلامى پس از اتّفاقنظر بر ضرورت وجود امام كه مبتنى بر ضرورتى
هامش
( 1 ) . آثارى چون : غاية المرام و حجّة الخصام فى تعيين الإمام من طريق الخاصّ . و العامّ اثر سيّد هاشم بحرانى ( درگذشتهء 1107 ه . ق ) ؛ عبقات الأنوار فى إمامة الأئمّة الأطهار ، اثر سيّد مير حامد حسين موسوى هندى ( درگذشتهء 1306 ه . ق ) و إحقاق الحقّ و إزهاق الباطل ، اثر قاضى نور اللّه شوشترى ( درگذشتهء 1019 ه . ق ) .