مرئى نباشد آن كوه ياقوت و درياى سيماب ؛ و بطلان اين ظاهر ؛ و اين دليل كه مذكور شد بر عدم رؤيت اللّه تعالى ، دليل عقلى بود . امّا دليل نقلى ، چنانچه مصنّف - قدّس اللّه سرّه - مىفرمايد :
لقوله تعالى :
لَنْ تَرانِي
« 1 » و لن « 2 » النافية للتأبيد .
بدانكه مخالفت در رؤيت اللّه تعالى بسيار است :
اشاعره برآنند كه جايز است رؤيت اللّه تعالى و مؤمنان در جنّت اللّه تعالى را خواهند ديد در محلّى كه منزّه باشد از مقابله و جهت و مكان .
و كرّاميه مىگويند كه اللّه تعالى مرئى است در جهت و مكان . از براى آنكه ايشان قائلند به آنكه اللّه تعالى جسم است .
و دلايل اشاعره و كرّاميه مذكور است با اجوبه ، و ذكر آن در « 3 » اين مختصر لايق نيست . پس اكتفا مىشود به دليل .
و مصنّف - قدّس اللّه سرّه - بيان نمودهاند دليل عقلى را كه « 4 » مذكور شد ؛ و دليل نقلى آن است كه اللّه تعالى در حكايت موسى - عليه السلام -
لَنْ تَرانِي
فرمودهاند ، و « لن » ، « لن » نافيه است از براى تأبيد ، چنانچه از اهل لغت منقول است ؛ و نفى رؤيت در آيه به معنى آن است كه اللّه تعالى ديدنى نيست به چشم در جميع اوقات مستقبل ؛ و هر محلّ كه رؤيت بصرى منتفى باشد در جميع اوقات مستقبل ، رؤيت اللّه تعالى در آخرت نيز نباشد « 5 » كه اگر رؤيت در آخرت باشد ، ثابت شود كه در بعضى اوقات مستقبل رؤيت باشد « 6 » .
هامش
( 1 ) . « هرگز مرا نخواهى ديد » اعراف / 143 .
( 2 ) . س : - و لن .
( 3 ) . س : از .
( 4 ) . س : - را كه .
( 5 ) . س : + كه اگر رؤيت در آخر نيز نباشد .
( 6 ) . س : - رؤيت باشد .