است ، و ادراك اللّه تعالى تامّ است « 1 » ، و عدم ذكر شارع به آنكه اللّه تعالى ملتذّ به لذّت عقل نيست از براى آن است « 2 » كه اللّه تعالى نيست ملتذّ به لذّت عقلى ؛ پس تأمّل كن و درياب .
تنبيه : بدانكه لذّت ادراك ملايم است از اين حيثيت كه ملايم است ؛ و الم ادراك منافى است از اين حيثيت كه منافى است ؛ و ملايم كمال شىء [ 14 ] است كه خاصّ است به اين شىء ، مثل كيفيت حلوات « 3 » از براى ذائقه و مثل استماع نغمات « 4 » طيّبه از براى قوّهء سامعه و مثل ادراك حقايق اشيا و احوال اشيا بر چيزى كه از براى قوّهء عاقله است ؛ و قيد حيثيت ، يعنى ملايم از اين حيثيت كه ملايم است ؛ از جهت آنكه شيئى هست كه از يك حيثيت ملايم است « 5 » و از وجه ديگر غيرملايم است ؛ مثل دوار كريهه وقتى كه طبيعت عالم است به نجات از هلاكت . پس از اين حيثيت كه طبيعت متنفّر است ، غيرملايم است . پس ادراك او از اين حيثيت كه ملايم است ، لذّت است ؛ و از اين حيثيت كه غيرملايم است بلكه متنفّر است ، طبيعت الم است .
پس ظاهر شد فايدهء قيد حيثيت كه اين قيد جهت تفريق الم و لذّت است .
و لا يتّحد بغيره ، لامتناع الاتّحاد مطلقا .
بدانكه اللّه تعالى متّحد به غير نيست . از براى آنكه ممتنع است اتّحاد نسبت به اللّه تعالى .
و معانى اتّحاد سه است :
اوّل : انتقال شىء به شىء از صفتى به صفتى .
دويم : انتقال شىء به شىء كه مركّب مىشود آن شىء از اين شىء و از غير اين
هامش
( 1 ) . س : - است .
( 2 ) . س : - است .
( 3 ) . س : بحلوات .
( 4 ) . س : نقمات .
( 5 ) . س : + ملايم است .