بر تقدير تسليم اراده مرجّح است ؛ پس تأمّل كن .
[ دوم علم واجب تعالى ]
الثانية : أنّه تعالى عالم ؛ لأنّه فعل « 1 » الأفعال المحكمة المتقنة ؛ و كلّ من فعل كذلك عالم بالضرورة .
دويم از صفات ثبوتى آن است كه اللّه تعالى عالم است . از براى آنكه افعال محكم متقن كرده است ، و ترتيب عجيب و تأليف لطيف از اللّه تعالى به ظهور آمده .
هركس تأمّل كند در امورى كه ظاهر است ، مثل هيأت افلاك و حركات افلاك و وجود كواكب نيّر و انواع نباتات و حيوانات و تشريح اعضا ، و هركس نظر كند « 2 » به نفس خود ، هرآينه مىداند كه هركس كه اينچنين كند كه مذكور شد ، پس عالم است بديهتا كه هيچ احتياج به دليل نيست ، و ذكر دليل جهت جمعى كه اين تصوّر نكردهاند ، لازم است ؛ پس متوجّه شود .
بدانكه اللّه تعالى فاعل مختار است ، چنانچه مذكور شد ؛ و هركس فاعل مختار باشد ، عالم است . از جهت آنكه او را ناچار است از شعور به چيزى كه قصد كرده است ايجاد آن چيز را « 3 » .
و دليل ديگر : اللّه تعالى مجرّد است ؛ يعنى قائم به ذات خود است و جسم و جسمانى نيست ؛ از براى آنكه واجب الوجود است ، و هر مجرّد عالم است ؛ از براى آنكه مانع ادراك ، مادّه است و عوارض مادّه ؛ و مخفى نماند كه [ 8 ] علم حضور مدرك است نزد مجرّد ، « 4 » و اللّه تعالى غايب نيست از ذات خود و عالم است به ذات خود ؛ پس تأمّل كن در اين سخنانى كه دقيق است ؛ و اللّه أعلم بالصواب .
تنبيه : مخفى نماند كه متكلّمين دو وجه گفتهاند بر آنكه اللّه تعالى عالم است :
هامش
( 1 ) . س : + و .
( 2 ) . س : - كند .
( 3 ) . س : - را .
( 4 ) . علم عبارت است از صورتى كه از شىء در نزد عقل يا قوّهء مدرك حاصل مىشود ، مانند علم ما به كرويت زمين .