يك باب از براى بيان و اعتقادات ؛ و اجماع منعقد است بر آنكه عبادت صحيح نيست تا اعتقاد درست نباشد ، و نيز عبادت متحقّق نيست مگر كه معرفت معبود حاصل شود و اگرچه بيان اعتقادات و معرفت معبود در باب اوّل مناسب بود ، ليكن شيخ « 1 » - قدّس اللّه سرّه - اين باب را ملحق به ابواب عشره نموده ؛ از براى موافقت اين مختصر كه فرع است با اصل ؛ و نيز اهمّ مقصود اختصار است در اين مقام ، نه ذكر معرفت و اصول معرفت .
و مخفى نماند كه وجه تسميهء هريك از ابواب به « 2 » باب ، جهت آن است كه معانى مناسب از الفاظ آن مستفاد مىشود ، و چنانچه در خانهها آمدن از ابواب آن است بر مقتضاى
وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها
« 3 » . و عدم ذكر بسمله و تحميد باب حادى عشر جهت آن است كه اكتفا كرده در تسميه در اوّل اين مختصر ، و بعضى از شارحين كه ذكر بسمله كردهاند و گفتهاند : « قال : بسم اللّه الرحمن الرحيم ، الباب الحادى عشر » آن از تصرّف ناسخ است ، و اين ظاهر است ؛ پس كلام مصنّف « 4 » چنين واقع است :
الباب الحادى عشر : فى ما يجب على عامّة المكلّفين
يعنى : باب حادى عشر در چيزهايى است كه بر تمام مكلّفين واجب است ، عينا و « 5 » كفاية .
و وجوب در لغت به دو معنى است : ثبوت و سقوط ؛ و در اصطلاح « ما يذمّ تاركه شرعا » « 6 » را گويند ؛ و اين بر دو قسم است : واجب عينى و آن چيزى است كه ساقط
هامش
( 1 ) . منظور شارح از « شيخ » ، علّامه حلّى است .
( 2 ) . س : - به .
( 3 ) . بقره / 189 .
( 4 ) . منظور شارح از مصنّف ، ابو منصور حسن بن يوسف بن على بن مطهّر حلّى معروف به علّامه حلّى است .
( 5 ) . س : - و .
( 6 ) . چيزى كه ترككنندهء آن از نظر شرعى سرزنش مىشود .