تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 709

مساهمون:

ص٧٠٩
بسيار عفيف ، زاهد و بىاعتنا به جاه و مال دنيا بود و زمانى كه ( به قول مردم ) ناودان طلا به خانهء صاحب عروه سرازير بود و همگان سرودست مىشكستند تا راهى به خانهء ايشان بيابند ، او كه پسر عمو و داماد بزرگ سيد محسوب مىشد ، بىاعتنا به آن همه‌جاه و جلال ، مىآمد در كنار صحن مىنشست و براى خود مثلا مثنوى مىخواند ! گويا هيچ خبرى نبوده و او ارتباطى با سيد ندارد » ! « 1 » حاج سيد عبد العزيز ، با اظهار اين مطلب ، خداى را شكر مىكرد كه مناعت و وارستگى آقا سيد اسماعيل ، به فرزند وى ( آقا سيد جواد ، پدر حاج سيد عبد العزيز ) نيز به ارث رسيده « 2 » و خود وى هم به حمد اللّه از اين خصلت ، سهمى دارد . آقا سيد جواد ( فرزند آقا سيد اسماعيل ، و پدر حاج سيد عبد العزيز ) اولين نوهء مرحوم صاحب عروه و از جملهء شاگردان ايشان بود . وى به سال 1306 ق در نجف متولد و در 9 شوال 1363 ق در تهران درگذشت و در جوار حضرت عبد العظيم حسنى عليه السّلام به خاك رفت . « 3 » بدين‌گونه ، وى حدود 30 سال صاحب عروه ( نياى مادرى خويش ) را از نزديك ديده بود و قضاياى زيادى را - كه بعضا خود شاهد آنها بود - از صاحب عروه نقل مىكرد ، كه به پاره‌اى از آنها در كتاب حاضر ( از زبان فرزند وى : حاج سيد عبد العزيز ) اشاره كرده‌ايم . حاج سيد عبد العزيز ، علاوه‌براين كانال ارتباطى با صاحب عروه ، مديريت مدرسهء مهم سيد در نجف را نيز سالها بر عهده داشت و با برخى از فرزندان مستقيم سيد همچون آيت اللّه آقا سيد اسد اللّه طباطبايى ( 1323 - 1393 ق ) از نزديك حشرونشر داشت . « 4 » در همين راستا ، اسناد و مدارك بجا مانده از صاحب عروه ( از طريق فرزند ايشان : آقا سيد اسد اللّه ) به وى رسيد كه قصد داشت برپايهء آنها و ديگر مآخذ ، شرح حالى جامع از نياى بزرگ خويش ( صاحب عروه ) بنويسد و يادداشتهايى نيز
هامش
( 1 ) . آقا سيد اسماعيل در 17 شعبان 1345 ق در كاشمر درگذشت و همانجا به خاك رفت . ( 2 ) . در مصاحبه با سيد حامد حسينى ، مورخ 12 شعبان 1416 ق مىگويد : پدرم ، آقا سيد جواد ، از علماى مشهور به تقوا و زهد بود . آقا سيد ابو الحسن اصفهانى براى وى مستمرّى ماهانه قرار داده بود ولى او از سر اتكال به ( عنايات ) خداوند ، و اينكه روزى مقرّر از غيب به او برسد ، شهريهء سيد را نمىگرفت و در نتيجهء اصرار بستگان ، تنها به برداشتن مقدار پول « نان » از آن شهريه بسنده كرد . روزگار را به زهد و تقوا و تعبّد و تهجد مىگذرانيد و بسيارى از اوقات خويش را صرف انجام نماز و نوافل و دعا و تلاوت كتاب خدا مىكرد . نيمى از قرآن - از سورهء كهف به بعد - را از بر بود و هرروز چندين بار ، آن قسمت را از آغاز تا فرجام تلاوت مىكرد . با مرگ او ، من پدرى مهربان را از دست دادم و مدتى دراز در فقدانش گريستم . او در تربيت من كوشش زيادى مبذول مىداشت ( المحقق الطباطبائى فى ذكراه . . . ، 1 / 349 - 350 ) . دربارهء آقا سيد جواد ر . ك ، السيد محمد كاظم اليزدى ، كامل سلمان جبورى ، ص 518 . ( 3 ) . براى تصوير و شرح‌حال او ر . ك ، اختران فروزان رى و طهران ، محمد شريف رازى ، صص 137 - 139 . ( 4 ) . حاج سيد عبد العزيز ، صديقه خانم ( دختر سيد اسد اللّه طباطبايى ) را در حبالهء نكاح داشت .