9 - تبليغ كردارى : بزرگترين داعى و نيكوترين مبلغ براى هر انديشه يا دعوتى عمل است . زبان كردار گوياتر از زبان گفتار است ، بدان جهت كه زبان عمل ، راستى و درستى را با يك ديگر توأم دارد . و بسا زبان گفتار است كه به مجاز سخن مىگويد نه از روى حقيقت ، و گواهى راستين و نمونه اى عملى در خارج ندارد .
10 - انسان در گرو اعمال خويش است : شخصيت آدمى از مجموعهء اعمال برخاستهء از انديشه ها و هدفهاى او تشكيل مىشود .
براى انسان چيزى جز عمل و نتيجهء عمل او نيست . و انسان همواره در گرو عمل خويش است . و مدت حقيقى عمر او ، در حقيقت ، جز همان زمانهايى نيست كه در آنها دست به عملى زده است : فعلى يا تركى . اين است عمر حقيقى انسان ، نه عمرى كه با زمان فلكى محاسبه مىشود .
بسيار كسانند كه با زمان فلكى عمرى دراز داشتهاند ، ولى از لحاظ زمان عملى - چنان كه پيشتر ياد شد - از عمرى كوتاه برخوردار بودهاند ، زيرا مدت عمر و ايام را - كه ظرفهاى اعمال صالح است - از عمل صالح تهى گذاشتهاند . و اين عمرى نيست كه به سود ايشان حساب شود ، بلكه به زيان ايشان حساب خواهد شد .
11 - عمل ، مقياس است : در نتيجهء آنچه گفتيم ، بر ما به خوبى آشكار مىشود كه مقياس اندازه گيرى ارزش انسان و كرامت او همانا عمل است . و هر امتياز و فضيلتى وابستهء به عمل است . چه بسيار اشخاص و گروهها كه صاحبان انديشه ها و نظرياتى بوده و آن را در مغز خود بزرگ تصور مىكردهاند ، ولى چون نتوانستند به آن انديشه ها لباس تحقق بپوشانند ، هيچ اثرى بر آنها مترتب نشده و احدى از آنها سودى نبرده است . و چه بسا گروه كوچكى كه از داشتن چنان افكار برخوردار نبوده ، ولى توانستهاند كه آنچه را در خاطر داشتهاند به عرصهء وجود بياورند ؛ و به همين جهت آثار شايسته و نيكويى از ايشان بر جاى مانده است .
12 - برخى از انگيزه هاى عمل : اسلام مردمان را به آن مىخواند كه پيوسته در مراحل حركت و شدن و تكامل باشند . به همين جهت ايستادن و بر يك حال ماندن را طرد مىكند . بنا بر همين اصل براى
الحياة ( فارسي ) — صفحة 593
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٥٩٣