تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
و جاره المسلم جائع « 1 » ( 1 ) كسى كه سير بخوابد در حالى كه همسايه اش گرسنه باشد ، به من ايمان نياورده است » . و چون از اجتماع و از برادران خود ببرد ، و از هميارى و همپشتى خوددارى ورزد ، عمل او پذيرفته نمىشود : « انّ العمل لا يتقبّل مع الهجران « 2 » ( 2 ) عمل انسان ، با بريدن از ياران پذيرفته نيست » . پس ، بنا بر اين اصول ، و با الهام گرفتن از اين آموزشها كه در اسلام آمده و در اين كتاب به اختصار بيان شده است ، مىبينيم كه حركت فعال براى خودسازى و پرورش و پاكيزه ساختن نفس ، از حركت فعال براى ساختن اجتماع و تحول بخشيدن به آن جدا نيست ، و عكس آن نيز چنين است . 6 - موجوديّت اجتماعى مؤمن : براى انسان ، در سايهء ايمان به وصفى كه ذكر شد - كه عامل توجه فرد است به هدفهاى الهى ، و ايستادن در نقطهء اوج مبارزه و درگيرى با طاغوتها - فرصت بهره مندى از تطور و تكامل اجتماعى فراهم مىآيد . و اين تطور عاملى است كه در آن واحد ، فرد و اجتماع هر دو را تربيت مىكند ، و فرد را - چنان كه گذشت - به صورت جزئى پيوسته و جوش خورده با اجتماع درمىآورد ، بلكه او را به تنهايى امّت و اجتماعى مىسازد . بدين ترتيب آدمى تولدى دوباره پيدا مىكند ، كه مىتوانيم آن را « تولَّد اجتماعى » بناميم . و با اين تولد و موجوديّت براى خير مردمان تلاش مىكند ، و براى تحقق يافتن هدفهاى نيك و سودمند به كوشش برمىخيزد ، و مسئوليتهايى را تحمل مىكند كه زمانه و اوضاع و احوال و اعتقادات بر دوش او مىگذارند . و در اين هنگام است كه مسئوليت و مأموريت و تعهد او شكوفا مىگردد ، آرى : « كلَّكم راع و كلَّكم مسئول عن رعيّته « 3 » ( 3 ) همهء شما چوپانيد و همه مسئول گلهء خويش » . 7 - موضعباني دينى و پرورش اجتماعى : از خواص ايمان به وصفى
هامش
« 1 » « وسائل » 6 / 32 . « 2 » « مكارم الاخلاق » / 554 . « 3 » « ارشاد القلوب » 1 / 184 .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 456 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام