فرمانبردارى كند ، ناگزير به زندگى آسوده و نعمت فراوان و سعادت فراگير خواهد رسيد .
اين مدعيان تأمين رفاه و سعادت را ممكن است از ديدگاههاى گوناگون ، به بخشهاى گوناگون تقسيم كرد ، ليكن با توجه به واقعيت ايشان و توجه به اينكه در گفته هاى خويش راست گفتهاند يا دروغ ، به سه بخش اساسى تقسيم مىشوند :
1 - گروهى در دعوت خويش راستگو و بر تحقق بخشيدن به آن توانمند .
2 - گروهى در مدعاى خويش دروغگو و كذّاب .
3 - گروهى كه دروغگو نبودهاند ، ليكن براى تحقق بخشيدن به دعوت خويش توان چندانى نداشتهاند .
اكنون اگر بخواهيم اين سه گروه را با نامهايى كه در دوره هاى تاريخى و سرزمينهاى بشرى به آنها شهرت يافتهاند بخوانيم ، بايد بگوييم :
1 - پيامبران .
2 - پادشاهان .
3 - حكيمان و مصلحان .
از گروه نخستين پس از اين سخن خواهيم گفت . اما گروه دوم همان است كه در همهء روزگاران بر بشريت چيره شده و هر چه در سراسر روزگار گفته دروغ و تزوير و دغلى بوده است . اينان يك لحظه هم به انسان و كرامت او ، و به حقوق و شخصيت انسانى نينديشيدهاند ، و پيوسته در بند جنايت و ستمگرى و خيانت و گناه ورزيدن و تجاوز به حقوق ديگران بودهاند . و اگر گاه تمايلى به دادگرى نشان داده ، يا سر در برابر فضيلت و حق فرود آوردهاند ، جز به گونه اى از ناگزيرى يا به صورتى از حيله گرى و پرده افكندن بر خرد توده ها نبوده است ، تا از اين راه بتوانند تسلط و چيرگى خويش را نگاه دارند ، و سودهاى نامشروع خود را حفظ كنند ، و جنايتها و خيانتها را همچنان ادامه دهند . كمتر شده است كه يكى از ايشان از چنين نقشه اى روگردان شود . بهترين هدف پيامبران نبرد كردن با اين گروه و برانداختن ايشان بوده است . اما گروه سوم كه حكيمان و فيلسوفان مصلح يا مدعى اصلاحند ، هر چند بيشترى از ايشان در آنچه عرضه داشته و تبليغ كردهاند راست گفتهاند ،
الحياة ( فارسي ) — صفحة 42
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٤٢