تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
درست از آن استفاده برد ، بلكه دانسته ها و فهميده هاى خود را وسيله اى براى رسيدن به بديها قرار مىدهد نه رسيدن به خوبيها . ديگر دوستى و عشق است كه آدمى را كر و كور مىكند . چون آدمى چيزى را دوست بدارد ، از ديدن عيوب آن كور مىشود . و اين خود مانع بزرگى براى غوررسى و شناخت امور است . ديگر عجب و خودبينى است ، چه آن كس كه نسبت به خود و رأى و عقل خويش عجب و خودپسندى داشته باشد ، اگر حق مخالف نظر وى باشد آن را نمىپذيرد ، و اگر خطا كند به آن اعتراف نمىكند ، و اگر چيزى را نداند خود را براى پرسيدن از كسانى كه مىدانند آماده نمىبيند . چنين انسانى مستبد به رأى است و سقوط مىكند . ديگر از موانع شناخت ، مطالب جايگزينشدهء در ذهن است و سنتهاى باطل رايج در اجتماع ، كه اينها نيز از دست يافتن به شناخت پاك و ناآلوده جلوگيرى مىكند . و چنين است ديگر چيزها كه ياد كرده‌ايم . پس بر جوياى شناخت و معرفت و كمال ، و بر هر كس كه خواستار دريافت صحيح است و به پرورش ذات و تربيت عقل و زنده كردن قلب خويش علاقه دارد ، لازم است كه از همهء چيزهايى كه در راه رسيدن به اين مقصد و الا جلوگير او مىشود بپرهيزد ، و جان خود را از آنها بپيرايد .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 381 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام