* ( يَمْشِي بِه فِي النَّاسِ ، كَمَنْ مَثَلُه فِي الظُّلُماتِ ) * . . . ( 1 ) آيا كسى كه مرده بود و ما او را زنده كرديم ، و نورى به دل او نهاديم تا در پرتو آن نور در ميان مردم راه رود ( و زندگى سالم و آگاهانه داشته باشد ) ، سرگذشتش همچون كسى است گرفتار تاريكيها و ظلمتها ( و گمراهيها ) . . . » ، گفت : « مرده » ، يعنى آنكه چيزى نمىداند ، « نور . . . » ، يعنى امامى كه به او اقتدا كنند ، گرفتار تاريكيها ، يعنى كسى كه امام را نشناسد . 5 الامام الصادق « ع » -
قال راوي الحديث : قلت : جعلت فداك ، قوله : « * ( وَلَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ ) * . . . » ؟ قال : أوتي معرفة إمام زمانه . « 1 »
( 2 ) امام صادق « ع » - راوى حديث گويد : به امام جعفر صادق گفتم : فداى تو شوم ، مقصود از اين گفتهء خداى متعال : * ( وَلَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ ) * « 2 » ما به لقمان حكمت داديم » چيست ؟ گفت : شناخت امام زمانش به او داده شده بود . 6
الامام الباقر « ع » : من مات و ليس له إمام فموته ميتة جاهليّة ، و لا يعذر النّاس حتى يعرفوا إمامهم . و من مات و هو عارف لإمامه لا يضرّه تقدّم هذا الأمر او تأخّره . و من مات عارفا لإمامه كان كمن هو مع القائم في فسطاطه . « 3 »
( 3 ) امام باقر « ع » : آن كس كه بىامام بميرد ، مرگ او همچون مرگ در زمان جاهليت است ، و اگر مردمان امامشان را نشناسند عذرى از ايشان پذيرفته نيست . و آن كس كه با شناخت امام بميرد ، زود و دير شدن اين امر ( يعنى :
ظهور جهانى امامت حقّه و قيام قائم « ع » ) به او زيانى نمىرساند ( زيرا كه او حق را شناخته و از آن پيروى كرده است ) ، و آنكه با شناخت امام خود از دنيا
هامش
« 1 » « تفسير » على بن ابراهيم / 161 .
« 2 » سورهء لقمان ( 31 ) : 12 .
« 3 » « بحار » 23 / 77 - از كتاب « المحاسن » .