1
النبي « ص » : ما ادّى العبد فرائض الله حتى عقل عنه . « 1 »
( 1 ) پيامبر « ص » : هيچ كس نمىتواند دستورهاى خدا را انجام دهد ، مگر آنها را از خدا ( و دين او ) فرا گرفته و ( با عقل خويش ) دريافته باشد . 2
النبي « ص » : العلم امام العقل . « 2 »
( 2 ) پيامبر « ص » : دانش پيشرو عقل است . ، يعنى ، بايد دانش دين الهى و معارف آن را از اهل آن فرا گرفت ، و عقل را ، براى شناخت حقيقتهاى علمى و عملى و سلوكى دين ، با آن دانش نيرومند ساخت ، و با پيروى از آن دانش راه تكامل را پيمود .
3
الامام الكاظم « ع » : يا هشام ! ما بعث الله انبياءه و رسله الى عباده الَّا ليعقلوا عن الله ، فاحسنهم استجابة احسنهم معرفة ، و اعلمهم بامر الله احسنهم عقلا ، و اكملهم عقلا ارفعهم درجة في الدّنيا و الآخرة .
يا هشام : انّ لله على الناس حجّتين : حجّة ظاهرة و حجّة باطنة ، فامّا الظَّاهرة فالرّسل و الأنبياء و الائمة - عليهم السّلام - و اما الباطنة فالعقول . « 3 »
( 3 ) اما كاظم « ع » : اى هشام ! خداوند پيامبران و رسولان خويش را مبعوث كرد تا مردمان دين او را از ( فرستادگان ) خدا به مدد عقل فرا گيرند ، پس هر كس شناخت بهترى از دين داشته باشد ( و عقل خويش بهتر به كار برده باشد ) ، دعوت پيامبران را بهتر پاسخ داده است . و هر كس از دين خدا بهتر آگاه گشته باشد « 4 » از ديگران عاقلتر است . و هر كس عاقلتر
هامش
« 1 » « اصول كافى » 1 / 13 .
« 2 » « تحف العقول » / 27 .
« 3 » « اصول كافى » 1 / 16 .
« 4 » در اين تعبير « آگاه گشته باشد » دقّت شود . آگاهى از دين ، با درك عميق و جامع دين ميسّر است نه جز آن . ممكن است كسى سالها دم از دين و ديندارى بزند ، و درس دين نيز خوانده باشد ، ليكن از جوهر آن آگاه نگشته باشد ، و به درك مجموعى آن ( تفقّه در دين ) دست نيافته باشد . و چه بسيارند اين گونه كسان : دينداران و عالمان !