تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
يا - مسائل اخلاق ، يب - مسائل رازورى و عبادت ، يج - مسائل كار و فعّاليت ، يد - مسائل هنر ، يه - مسائل اصلاح ، يو - مسائل جامعه ، يز - مسائل فلسفهء تاريخ ، يح - مسائل تكامل انسانى ، يط - مسائل تحولآفرينى و انقلاب ، ك - مسائل دفاع و حماسه ، و بسيارى مسائل ديگر . . .

4 - دين و ذهنيّتها

دين و معارف دينى يك ذهنيّت نيست ، يك علم جازم و يك شناخت ژرف و فراگير است ، شناختى مطابق با فطرت و واقع كه شعاع تأثير و انطباع آن در جان آدمى ، با هيچ ذهنيّتى و هيچ محفوظات و اصطلاحاتى قابل مقايسه نيست ، ليكن - با كمال تأسف - در طول تاريخ دين ، در مواردى بسيار ، ذهنيّتها و اصطلاحات ، خود را وارد قلمرو « شناخت دين » و « معارف حقّه » و « جزم قلبى » كرده‌اند ، و آن را از تأثير ويژه ، و انگارهء عملى ، و گسترهء سازندگى خويش - چه سازندگى فردى ، و چه سازندگى اجتماعى - دور ساخته‌اند .

أ - در گذشته

مىدانيم كه جريانهاى فكرى و فلسفى مختلف ، و جهانبينيهاى گوناگون ، و روشهاى علمى و تجربى متفاوتى در جامعهء انسانى وجود داشته است و وجود دارد . ممكن است پاره اى از مسائل مطرح گشته در اين جريانها از مبانى اديان گرفته شده باشد ، يا در جاهايى ، و در برخى مسائل ، به گونه اى ، به اديان نزديك گردد ، ليكن اساس دين ، و شناخت دينى و معارف حقّهء آن ، با اساس جريانها و مكتبهاى فكرى و بشرى ( چه فلسفى ، چه عرفانى ، چه قديم و چه جديد ) دوتا است ، اساس يكى علم سرهء انبيايى ( الهى ) است ، و اساس ديگرى علم و تجربهء ناقص و محدود و مشوب فكرى بشرى .