عرض كردم به نظر مىرسد به حسب قاعده ، شرط البكارة نافذ نيست چنانچه در ميان فقهاء نيز تا زمان شهيد اول كسى را نيافتم كه بر حكم به خيار در شرط البكارة استوار مانده باشد .
مقام دوم : آيا در مقابل فقدان صفت بكارت ارش لازم است ؟ مقدار آن چقدر است ؟
اگر ما گفتيم كه شرط نافذ است منتها شخص فسخ نكرد يا اصلًا گفتيم كه شرط نافذ نيست كه مختار ما هم همين است ، در اين صورت فعلًا زن دارد و فسخى هم نشده است يا لِعدم صحة الفسخ و يا اختياراً فسخ نكرده است ، حال آيا ارشى براى فقدان صفت بكارت لازم است يا نه ؟ و اگر لازم بود چه مقدار لازم است ؟
الف - قائلين به عدم لزوم ارش
مرحوم أبو الصلاح حلبى مىفرمايد كه نقص بكارت موجب ارش نبوده ، كالعدم است و همين رأى به مرحوم ابن براج نيز نسبت داده شده است .
فخر المحققين در ايضاح اول كسى است كه اين نسبت را به ابن براج داده است .
و ديگران نيز به تبعيت از فخر المحققين گفتهاند كه مرحوم أبو الصلاح حلبى و مرحوم ابن براج قائلند : مرد بايد كل مهر را به زن بپردازد .
اما از عبارت مرحوم ابن براج عكس اين مطلب فهميده مىشود . لذا بايد ديد چطور شده است كه ايضاح اينطور نسبت داده است ؟
در اينجا عبارت مهذب را مىخوانم چون عبارت در فهم اصل مطلب دخالت دارد :
و اذا تزوج امرأة على انها بكر فوجدها ثيباً جاز أن ينتقص من مهرها شيئاً و ليس ذلك بواجب .
به نظر من ابتدائاً اينطور آمده بود كه شايد سبق قلم نساخ و يا به احتمال قوى