تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 6284

مساهمون:

ص٦٢٨٤

ب ) جواب از دفاع مذكور

اين حمل ؛ وجه صحيح و شاهدى براى آن وجود ندارد ! و با بيانى كه شد روشن گرديد كه ؛ روايت ابن يسار ، حتى ظهورش هم براى دلالت بر قول به عدم ارث ، حتى با اشتراط ارث ، تمام نيست ، تا چه رسد به اينكه صريح و نص در آن باشد . بنابراين ؛ طبق قواعد جمع بين روايات ، همين مطلبى را كه يكى از دو قول مشهور در مسأله است ، كه ثبوت ارث در صورت اشتراط آن و سقوط ارث در غير آن است ، را قائل مىشويم .

4 - بيان خلاف مشهور نبودن قول مختار

براى روشن شدن اينكه نظرى كه اختيار نموديم ، بر خلاف مشهور نبوده و شذوذى ندارد . و ادعاى اجماع توسط شيخ مفيد بر قول ديگر هم ، حرف تمامى نيست . و اين قول مختار نيز قائلين كثيرى دارد ، به شمارش قائلين به دو قول عمده در مسأله مىپردازيم :

الف ) ذكر قائلين به عدم ارث به قول مطلق

21 نفر از بزرگان در 25 كتاب ، قائل به عدم ارث به قول مطلق شده‌اند ، يعنى يا تصريح كرده‌اند به اينكه ، بين شرط ارث و عدم شرط آن فرقى نيست و يا اينكه ارث را به طور مطلق نفى نموده‌اند و ايشان عبارتند از : 1 - مؤمن الطاق : در طى مناظره‌اش با ابو حنيفه در اصول كافى 2 - صاحب فقه الرضا 3 - صدوق در مقنع 4 - مفيد در مقنعه و در خلاصة الايجاز ، كه در دومى ، ادعاى اجماع نيز ، بر نفى ارث نموده است . 5 - أبو الصلاح حلبى در كافى 6 - ابن زهرة در غنية : ميل به نفى ارث نموده است ، چرا كه مىگويد : بعضى از