تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 6571

مساهمون:

ص٦٥٧١

پاسخ به اشكال سندى :

مراد از قاسم در اين سند قاسم بن محمد جوهرى است ، به دليل اين كه حسين بن سعيد از او روايت كرده است . و بارها گفته شده كه مبناى محدثين معروف اين نيست كه كسى را كه شناخت درستى از او ندارند ، شيخ اجازه خود قرار دهند « 1 » و از او نقل حديث كنند ، و در ما نحن فيه حسين بن سعيد راوى كتاب قاسم بن محمد جوهرى است . حسين بن سعيد از معاريف محدثين است و نقليات و كتاب‌هاى او ( ثلاثين حسين بن سعيد ) از مصادر شيعه بوده است . به علاوه كه نجاشى و شيخ و هيچ كس ديگرى قاسم بن محمد جوهرى را تضعيف نكرده است . و فقط شيخ تعبير به « واقفى » كرده است ، كه آن هم به دليل اين كه نجاشى و ديگران به آن اشاره نكرده‌اند احتمال دارد كه از وقف برگشته باشد . مجموع اين نكات نشان مىدهد كه تعبير واقفى به وثاقت او صدمه نمىزند .

استدلال به ساير روايات :

اگر به دليل اشكال سندى روايت عبد الرحمن بن ابى عبد الله را كنار بگذاريم ، دو روايت ديگر هست كه همين مطلب را اثبات مىكند و مناقشه‌اى هم در سند آنها نيست .

1 - روايت حلبى :

از آنجا كه در سند اين حديث ابراهيم بن هاشم وجود دارد كشف اللثام آن را « حسنه » دانسته نه صحيحه . ولى گفته شده كه طبق نظر محققين متأخر روايت‌هاى ابراهيم بن هاشم صحيحه است ، به علاوه كه اين روايت در كتاب حسين بن سعيد ( نوادر ) نيز آمده و در سند آن ابراهيم بن هاشم وجود ندارد .

2 - صحيحه معاويه بن وهب :

كه بلااشكال صحيحه است . حال اين دو روايت و نيز روايت عبد الرحمن بن ابى عبد الله را مورد بررسى قرار
هامش
( 1 ) - استاد مد ظله : در اين مورد البته برقى و پدرش مد نظر ما نيستند كه ايشان هر چند ثقه‌اند ولى روش آنها ممدوح اصحاب نيست .
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 6571 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز