الف - ممكن است مرادشان سه روايت ذيل باشد :
1 - روايت على بن حمزه
2 - روايت فقه الرضا
3 - مرسله صدوق ( كه فى الجمله تفاوتى با روايت فقه رضوى دارد ) ، بنابراين احتمال مراد ايشان از اخبار مستفيضه در حق فسخ داشتن زن ، اين سه روايت است .
ب - احتمال دارد مقصود كشف اللثام رواياتى باشد كه ( در اين جلسه مورد بررسى قرار مىگيرد و ) مىگويد :
بررسى احتمال اول
توضيحى درباره روايات فقه الرضا عليه السلام :
درباره فقه رضوى بحثى طولانى وجود دارد كه قصد ورود در آن را نداريم و فقط مختصراً اشاره مىكنيم كه : اينكه مىگويند مرحوم صدوق و والدش كتاب را مربوط به حضرت رضا عليه السلام مىدانستند و به همين جهت اگر مدركى نبود بر طبق آن فتوا دادهاند ، بسيار مستبعد است ، زيرا صدوق در هيچ كدام از كتابهاى خود به اين مطلب اشاره نكرده است كه چنين كتابى از حضرت رضا عليه السلام موجود است ، با اين كه در « عيون اخبار الرضا » رواياتى را كه از حضرت رضا عليه السلام روايت شده نقل مىكند و حتى مشتبهات را نيز در عيون آورده است ، مثلًا روايتى هست كه بزنطى « عن أبى الحسن عليه السلام » آورده و با توجه به اين كه بزنطى هم از امام موسى كاظم عليه السلام و هم امام رضا عليه السلام ( كه كنيه هر دو بزرگوار ابى الحسن مىباشد ) روايت دارد . صدوق اين روايت را به احتمال اينكه مراد حضرت رضا عليه السلام باشد نقل مىكند ، ولى هيچ اشارهاى به اينكه امام رضا عليه السلام كتابى به نام « فقه الرضا » دارد نمىكند .
بلااشكال اگر فتاواى صدوق مطابق با اين كتاب باشد ، ممكن است كتاب شلمغانى يا ديگرى باشد كه بر طبق اخبار فتوا داده و اجتهاد در نقل روايت نيست