يحتمل قويّا ذلك ، لانّ اعتقاد المكلف انما يعلم من قبله « 1 » .
به نظر ما اگر در حكمى ، تعيين موضوع آن تنها از راه قول مكلف ميسر باشد مىتوان حجيت آن قول را نتيجه گرفت ، ولى تطبيق اين كبرى بر محل بحث ما روشن نيست ، چه مىتوان با تفحص در رفتار يك شخص صحت و سقم ادعاى وى و چگونگى اعتقاد او را بررسى نمود ، سؤالات مختلفى كه از يك نفر انجام مىگيرد ، خود مىتواند براى رسيدن به راستگويى يا دروغگويى وى كارساز باشد و اين گونه نيست كه براى شناخت اعتقاد مردم راهى جز استناد به اقوال آنها در كار نباشد « 2 » .
بارى ممكن است در نظر بدوى چنين به نظر برسد كه بر طبق بناء عقلا ، گفتار خود شخص براى اثبات اعتقاد و دين وى معتبر است ، ولى با دقت بيشتر چنين به نظر مىرسد كه چنين بنايى از عقلا ثابت نيست .
در توضيح اين امر مىگوييم كه ادعاء بناء عقلا على القاعده بر اين پايه استوار است كه گفتار انسان منشأ ظن نوعى يا اطمينان نوعى بر مذهب و دين گوينده شده ، لذا به طور كلى عقلاء اين گفتار را حجت مىدانند هر چند اطمينان يا ظن شخصى بر طبق گفتار وى نباشد ، يا از اين بالاتر اطمينان يا ظن شخصى بر خلاف گفتار وى در كار باشد .
ما در اينجا در دو مرحله بحث داريم .
مرحله اول : اين كه آيا عقلاء در اين بحث به ظن يا اطمينان نوعى اكتفاء مىكنند يا خير ؟ ،
مرحله دوم : آيا در مقام ظن يا اطمينان نوعى وجود دارد يا خير ؟
در مرحله اول مىگوييم كه در امور شخصى ، ملاك ظن يا اطمينان شخصى
پاورقی
( 1 ) - جامع المقاصد ، ج 12 ، ص 386 .
( 2 ) - در تبريز كسى ادعاى اسلام كرده بود ، مىديدم كه علماء و حقوقدانان او را سؤال پيچ مىكردند تا ببينند كه راست مىگويد يا خير ؟