2 - استدلال به آيه شريفه « وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً
« 1 »
»
براى عدم جواز زياده بر چهار زن .
يكى از ادلهاى كه براى اثبات عدم جواز ازدواج با بيش از چهار زن مورد تمسك قرار گرفته است آيه شريفه فوق مىباشد « 2 » ، راجع به اين آيه شريفه سؤالات مختلفى مطرح است كه ذيلا به آنها اشاره مىكنيم :
1 - وجه ارتباط ذيل آيه يعنى مسأله عدم جواز تزويج زياده بر چهار با صدر آيه كه مسأله قسط در مورد يتامى مطرح است چيست ؟
2 - وجه تعبير به مثنى ، ثُلاث ، رُباع ، به جاى اثنتين ، ثلاثه ، اربعة چيست ؟
3 - نكته اينكه ماده « قسط » در اين آيه از باب افعال آمده نه ثلاثى مجرد چه مىباشد ؟
4 - آيا كلمه « واو » كه در بين مثنى ، ثُلاث و رباع به كار رفته است به معناى عاطفه است يا در معناى « أو » استعمال و سؤالات ديگرى از اين قبيل كه ما در اين جلسه در صدد پاسخ به آنها مىباشيم :
پاسخ سؤال اول : در وجه ارتباط صدر و ذيل اين آيه با يكديگر وجوه زيادى را مفسرين در كتب تفسيرى ذكر نمودهاند حتى در بعضى از روايات نيز چنين آمده كه در بين صدر و ذيل اين آيه بيش از ثلث قرآن كريم سِقط شده است كه يقيناً مطلب غلطى است .
مرحوم شيخ طوسى در تبيان « 3 » شش وجه در بيان نحوه اين ارتباط ذكر كردهاند
هامش
( 1 ) - نساء / 3 .
( 2 ) - حضرت استاد مد ظله : به جهت اينكه موضوع بحث در اين جلسه از قبل معلوم نبود تا اينكه آقايان آن را مطالعه نمايند ، لذا در اين جلسه به عنوان مقدمه شروع در بحث ، پيرامون آيه شريفه فوق مطالبى مطرح فرمودند كه البته همه آنها جنبه فقهى ندارد و بعضى از آنها مربوط به تفسير آيه مىباشد .
( 3 ) - التبيان فى تفسير القرآن ، ج 3 / 103 - 110 .