استدلال كنندگان به اين آيه گفتهاند : ازدواج ، مصداق روشنى از موادّه است .
بنابراين ، ازدواج با كفار ، موادّه با دشمنان خدا و رسول است و با ايمان سازگارى نداشته ، و اقدام به آن جايز نمىباشد .
1 ) نظر صاحب جواهر :
ايشان فرموده است : اولًا : تزويج را نبايد الزاماً از مصاديق موادّه به حساب آورد چه آنكه اقدام به ازدواج در برخى موارد ، به اقتضاى حاجت و نياز و بدون وجود ارتباط محبتآميز صورت مىپذيرد و آيه شريفه :
« وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً »
نيز نظر به غالب افراد دارد . ثانياً : با توجه به تعليق موادّه بر وصف محادّه - كه ظاهر در عليت وصف براى تحريم است - و با عنايت به اينكه محبت و مودّتى كه به لحاظ دشمنى نباشد ، امرى اختيارى نيست و طبعاً نمىتواند مورد نهى قرار گيرد ، بنابراين ، مراد از موادّه منهىّ عنها در آيه مورد بحث ، عبارت از مودّتى است كه از دشمنىِ طرفِ مودّت با خدا و رسول نشأت يابد « 1 » .
2 ) نقد استاد مد ظله :
اولًا : مقتضاى طبيعى ابوّت و نبوّت و اخوّت ، مودّت و محبت مطلق است ، نه محبتى كه به خاطر محادّه و دشمنى با خدا ابراز مىگردد . انسان به اقتضاى عواطف انسانى ، به پدر ، فرزند ، برادر و اقوام خويش مهر مىورزد و اين مهرورزى به حسب معمول ، ارتباطى به عقيده و هدف آنان ندارد . كسى كه به پدر خود خدمت مىكند ، به خاطر دشمنى يا دوستى پدرش با اين و آن نيست . حتى اگر عقيده و هدف پدر نيز تغيير كند ، چنانچه از عواطف انسانى برخوردار باشد ، باز در صدد خدمت به او بر مىآيد تا دست نيازش به اين سو و آن سو دراز نگردد . بنابراين ، همچنان كه از ذيل آيه
( وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ )
نيز استفاده مىشود - بر خلاف نظر صاحب جواهر - موادّه ممنوعه ، موادّه من حيث المحادّه نخواهد بود .
هامش
( 1 ) - جواهر الكلام ، ج 30 ، ص 41 .