02 / 07 / 1381 سه شنبه درس شمارهء ( 447 ) كتاب النكاح / سال پنجم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
خلاصهء درس قبل و اين جلسه :
در جلسه گذشته ، دو تأويل براى صحيحهء محمد بن مسلم مطرح نموده و تأويل دوم را تمام دانستيم . امّا صحيحهء ابى عبيده حذاء را بر عدم لزوم عقد پدر بر صبى و صبيّه ناتمام دانستيم .
در اين جلسه به بررسى اين مسأله پرداخته مىشود كه اگر پدر يا جدّ بر مجنون عقدى كردند ، آيا مجنون بعد الافاقه مىتواند عقد را به هم بزند ؟
در ادامه ادلّه عدم خيار را ذكر مىكنيم ، سپس بررسى مسأله پنجم عروة را طرح خواهيم نمود .
* * *
تتمهء مسأله چهارم : [ و كذا لا خيار للمجنون بعد افاقته ]
متن عروه « و كذا لا خيار للمجنون بعد افاقته »
راجع به صغير گذشت كه اگر پدر يا جدّ ، عقدى براى صغير جارى كردند و خلاف مصالح صغير نبود ، صغير بعد از بلوغ ، نمىتواند عقد را فسخ كند . مرحوم سيد مىفرمايد : و كذا لا خيار للمجنون بعد افاقته در مورد اصل ولايت بر مجنون گفتيم پدر و جدّ بر فرزند و نوهء مجنون خويش ولايت دارند و فرقى بين مجنون متصل به صغر و منفصل نيست . « 1 »
هامش
( 1 ) - ذيل مسأله 1 ، بحث آن گذشت .