تصريحاً أما به نحو تخيير مىگويد : خودت يا ديگران و گاهى تصريحاً امّا به نحو تعيين مىگويد : به خودت تزويج كن كه تخيير هم در بين نيست . از اين روايت استفاده كردهاند كه اگر تصريح به نحو تعيين كند كه براى خودت تزويج كن نمىتواند براى خودش تزويج كند ، قهراً در صور ديگر به طريق اولى نمىتواند براى خودش تزويج كند .
در بين سابقين اختلاف است كه آيا به اين روايت عمل كنند يا نكنند . برخى مثل علّامه اشكال سندى به روايت كردهاند و آن را ضعيف السند دانستهاند ولى روايت موثقه است و به نظر ما به موثّقات هم بايد عمل بشود از اينرو اشكال سندى طبق اين مبنا نبايد كرد بلكه بايد سراغ دلالت روايت رفت . متن روايت چنين است :
موثقهء عمار : قال سألت أبا الحسن عليه السلام عن امرأة تكون فى أهل بيت فتكره ان يعلم بها أهل بيتها أ يحلّ لها ان توكّل رجلًا يريدان يتزوجها تقول له قد وكّلتك فَاشْهَد على تزويجى ( من باب الثلاثى المجرّد ) يا فأَشهِد على تزويجى ( من باب الثلاثى المزيد أعنى من الإشهاد لا من الشهادة ) قال لاقلت له جعلت فداك و ان كانت أيّماً ( هر چند بىشوهر يعنى ثيّب باشد و باكره نباشد ) قاله و ان كانت أَيّماً قلت : فان وكّلت غيره بتزويجها منه قال نعم . « 1 »
اين روايت تفصيل داده بين اينكه زن ، همان مرد قاصد تزويج را وكيل در تزويج كرده باشد و بين اينكه شخص ديگرى را وكيل كرده باشد و حكم به جواز در فرض أخير و عدم جواز در فرض اول نموده است .
استدلال به موثقهء عمار بر استقلال باكره و جواب از آن ( استدراكٌ عمّا تقدم )
« 2 »
در بحث استقلال و عدم استقلال باكره ما به اين روايت استدلال نكرديم لكن
هامش
( 1 ) - الوسائل ، باب 10 من ابواب عقد النكاح ، حديث 4 .
( 2 ) - به جزوهء حدود 420 و مابعد آن مراجعه شود .