قرار داده شده است . بر اين اساس ، اشكالى كه در ابتداى بحث بر صاحب حدائق داشتيم كه چرا طريق ثقفى عن ابى عبد الله را ذكر نكرده ، وارد نخواهد بود به خاطر اينكه شايد اعتقاد صاحب حدائق نيز همين بوده كه در يكى از دو جاى تهذيب سهوى صورت گرفته است و روايت را فقط يك روايت مىدانسته و آن همان روايت زهرى است .
نكته دوم : در روايت زهرى عبارت « انكرت المرأة ذلك » وجود دارد اما كلمات فقهاء تا زمان جواهر هيچ اشاره به انكار زنى كه مرد ادعاى همسرى او را دارد نشده است .
نكته سوم : در سند روايت ثقفى در بعضى نسخ ، عبد الحميد ثقفى نوشته شده است كه اين اشتباه است و صحيح آن عبد المجيد ثقفى است كه در كتب عامه و خاصه ترجمه او وجود دارد .
نكته چهارم : سند روايت از چند جهت مورد اشكال است .
1 . در سند سليمان بن داود وجود دارد كه توثيق نشده است .
2 . قاسم بن محمد بين جوهرى و اصبهانى مردد است و به احتمال اقوى در مورد آنها تعدد است يعنى اين دو اسم متعلق به دو نفر است و مسماى آنها متّحد نيست . و گرچه جوهرى به دليل اينكه بعضى از اجلاء از او نقل حديث كردهاند ، ثقه مىباشد ، اما در اين روايت دليلى وجود ندارد كه مراد جوهرى باشد . چون در اين سند ، جوهرى و اصبهانى از نظر راوى و مروىّ عنه مشتركند هر چند در بسيارى از جاهاى ديگر مختلفند .
3 . عيسى بن يونس عامى و از مشاهير محدثين عامه است « 1 » و نوه ابو اسحاق سبيعى است و عامه بسيار به او اعتماد كردهاند اما در كتب ما توثيقى در مورد او وارد نشده است .
4 . اوزاعى و زهرى نيز از عامه هستند و توثيق نشدهاند . « * و السلام * »
هامش
( 1 ) اما محقق او را نشناخته ، لذا در مورد او مجهول تعبير كرده است .