تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3715

مساهمون:

ص٣٧١٥
روى هذه الروايه ايضا الصفار عن على بن محمد عن القاسم بن محمد عن سليمان بن داود عن عبد الوهاب بن عبد المجيد الثقفى عن ابى عبد الله عليه السلام و هاتان الروايتان الاصل فيهما سليمان بن داود و هو ضعيف قال النجاشى : سليمان بن داود المنقرى ليس بالمتحقق بنا [ يعنى شيعه نيست ] غير انّه روى عنه جماعة اصحابنا و عيسى بن يونس مجهول و الاوزاعى و الزهرى عاميان و القاسم بن محمد واقفى فاذاً الروايتان ساقطتان و الاعتماد على ما ذكرنا [ يعنى حكم بايد على القاعده اثبات شود ] . اما از عبارات شيخ چندان روشن به دست نمىآيد كه شيخ بر اساس نص فتوا داده باشد ، بلكه او نيز ممكن است قاعده را تمام دانسته و بر اساس آن فتوا داده باشد . شيخ اين دو روايت را كه مضمون بسيار متقارب به هم دارند ، در سه جاى تهذيب « 1 » نقل نموده اما در هيچ يك از اين سه جا ، روايت را به عنوان دليل كلام خود مطرح نكرده است . بنابراين نمىتوانيم مطمئن شويم كه شيخ در نهايه بر اساس اين دو روايت ضعيف السند فتوا داده باشد . در اينجا سزاوار است كه به نقل كلام شيخ در نهايه ، و سپس حاشيه‌اى كه محقق در نكت در مورد كلام شيخ دارد بپردازيم تا ملموس‌تر روشن شود كه نسبتى كه محقق به شيخ داده است ، مسلّم و قطعى نيست . مرحوم شيخ در نهايه در دو جا مسأله را عنوان كرده است كه در يك جا ، صورت دخول به مدعيه را فرض نموده و در جاى ديگر چنين صورتى را مطرح نكرده است . اما آقايان فقط يكى از دو جاى نهايه را كه صورت دخول در آن وجود ندارد ، نقل نموده‌اند و محقق در نكت نيز فقط همين عبارت نهايه را نقل نموده و بر آن حاشيه زده است . عبارت شيخ در اواخر باب دوم نكاح نهايه : و اذا اقام الرجل بينة على العقد على امرأة « 2 » و اقامت اخت المرأة البينة بانها امرأة الرجل كانت البينة بينة الرجل و لا يلتفت الى
هامش
( 1 ) اين سه جا عبارتند از : باب زيادات كتاب نكاح به طريق زهرى ، در باب بينتين اذا تعارضتا و در باب زيادات باب قضاء به طريق ثقفى . ( 2 ) در اينجا در اين نقل عبارت « و انكرت المرأة ذلك » وجود ندارد .